یکشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۳ ه‍.ش.

اهمیت فیزیوتراپی (Physiotherapy) در نظام سلامت (Health System)



تعریف فیزیوتراپی:
فیزیوتراپی شاخه ای از پزشکی است که با استفاده از تجهیزات و دستگاه ها، تمرینات و تکنیک های خاص با تکیه بر علوم پایه پزشکی چون آناتومی عضلات و مفاصل، فیزیولوژی، نوروفیزیولوژی، پاتوفیزیولوژی و علوم دیگری همانند حرکت شناسی (کینزیولوژی) و الکتروتراپی به درمان بیماری ها، اختلالات عصبی-عضلانی-اسکلتی (نوروماسکولواسکلتال) و درد می پردازد که هدف اصلی این علم ارتقاء سلامت (Health promotion) و بهبود کیفیت زندگی (Quality of Life) افراد است.
فیزیوتراپی یک درمان غیرتهاجمی بوده و باعث کاهش عوارض درمان های تهاجمی می گردد. فیزیوتراپیست ها بخش مهمی از تیم درمانی پزشکی هستند که با بسیاری از تخصص های پزشکی همانند ارتوپدی، نورولوژی، روماتولوژی، قلب و عروق، بیماری های ریوی، جراحی های ترمیمی، مغز و اعصاب و غیرو جهت دستیابی و ارتقاء سلامت در نظام سلامت همکاری می کنند.




نقش و جایگاه فیزیوتراپی در عصر حاضر
از اواسط قرن بیستم به تدریج با پیشرفت های علوم پزشکی و افزایش خدمات درمانی، بیماری های واگیر و عفونی کاهش چشمگیری یافتند. ولی امروزه با تغییر سبک و شیوه زندگی افراد و جوامع، کم تحرکی، چاقی، اختلالات وضعیتی ناشی از کار و ... همگی زمینه بیماری های مزمن و دژنراتیو (تخریبی)، مشکلات عضلانی-اسکلتی، دیابت، سکته مغزی و بیماری های قلبی-عروقی  را فراهم کرده اند.
همچنین پیشرفت های پزشکی و بهداشتی در نیمه دوم قرن بیستم باعث افزایش نسبی طول عمر افراد گردیده و درنتیجه مسئله سالمندی و عوارض ناشی از آن، بیشتر از گذشته در جوامع مطرح بوده به طوریکه در بسیاری از کشورها باعث ایجاد رشته تخصصی جدیدی بنام طب سالمندان (Geriatrics) شده است.
ایجاد چنین شرایطی در عصر حاضر، نقش و اهمیت فیزیوتراپی را که در جهت افزایش تحرک، اصلاح اختلالات عضلانی-اسکلتی، بهبود دستگاه های قلبی-عروقی و تنفسی است دو چندان می کند. شعار پیشگیری بهتر از درمان به نحو بسیار موثری می تواند ازطریق فیزیوتراپیست ها به بیماران، خانواده و جامعه آموزش داده شود که این مهم به دلیل تسلطی است که این گروه از تیم پزشکی در ارتباط با حرکت، اختلالات حرکتی و درد دارند.

تعریف سلامت (Health) یا تندرستی:
سلامت (تندرستی) به معنای برخوداربودن از رفاه کامل جسمی، ذهنی (روانی) و اجتماعی است و عدم سلامت یا نبود سلامت یعنی وجود هر گونه نقص یا آسیب در هر یک از مولفه های جسم، ذهن یا اجتماعی که باعث اختلال در تعادل فرد و جامعه می گردد.
بنابراین مقوله سلامت صرفا به مفهوم عدم بیماری و نقص اندام نیست، بلکه دربرگیرنده تعادل در سه موضوع یا بخش جسم، ذهن (روان) و اجتماع است. در تعریف قدیمی، سلامت یا سلامتی به مفهوم "بیمار نبودن" بود.



ابعاد سلامتی:
سلامتی دارای سه جنبه یا ویژگی است که عبارتنداز:
*بعد جسمی (Physical)
*بعد ذهنی (Mental) یا روانی 
*بعد اجتماعی (Social)
نکته ای که باید توجه داشت این است که اختلالات جسمی معمولا باعث مشکلات ذهنی و بالعکس می گردند که این دو خود به مشکلات جامعه و درنهایت به یک چرخه معیوب می انجامد.
عوامل موثر بر سلامتی:
برخی از عوامل مهمی که بر سلامت افراد اثر می گذارند شامل موارد زیر هستند:
* عوامل ژنتیکی
*عوامل محیطی مانند آب، خاک و شرایط جغرافیایی
*عوامل اجتماعی مانند مشارکت مردم جهت ارتقاء سلامت
*عوامل فرهنگی
*برنامه ها و سیاست های دولت ها
*سبک زندگی مانند میزان تحرک، عادات غذایی، نوع تفریحات و سرگرمی ها
*کیفیت و کمیت خدمات سلامت که در ارتباط با سیاست های سلامت جامعه  از نظر پیشگیری، ارتقاء یا توانمندسازی، آگاهی بخشی و درمان بیماری ها و اختلالات یا مشکلات دیگر است
*عوامل فردی چون سن، شغل، میزان تحصیلات، جنس، وضعیت اقتصادی و نوع تغذیه
*سیستم ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی
*وضعیت راه ها و جاده ها


نظام سلامت (Health System):
نظام سلامت یعنی تمامی اعمال یا فعالیت هایی که هدف اصلی آنها دستیابی، حفظ، ارتقاء یا بازگرداندن سلامت است.



ارتقاء سلامت (Health promotion):
ارتقاء سلامت عبارت است از علم و هنر کمک به مردم برای تغییر  یا اصلاح روش زندگی جهت دستیابی به وضعیت مطلوب سلامت. به عبارتی دیگر ارتقاء سلامت یعنی فرآیندهای توانمندسازی مردم برای افزایش کنترل یا بهبود سلامتی شان.


بیشتر محققان، سال 1974 میلادی را انقلاب دوم در سلامت عمومی (Public Health) بنام ارتقای سلامت می دانند. چنین تغییراتی در شیوه زندگی از طریق مجموعه ای از عوامل چون آگاهی بخشی، مهیاسازی شرایط لازم و تغییر یا اصلاح رفتار افراد و جامعه انجام می گیرد. جهت ارتقای سلامت، تنها تمرکز بر رفتارهای فردی کافی نیست بلکه عوامل مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در این زمینه نقش دارند.

ویژگی و خصوصیات درمان های فیزیوتراپی:
 نقش و اهمیت فیزیوتراپی در درمان بیماری ها و اختلالات عصبی-عضلانی-اسکلتی (Neuromusculoskeletal disorders) دارای سه جنبه اصلی است:
*درمان مبتنی بر فیزیولوژی بدن
*درمان فیزیکال (فیزیکی)
*درمان طبیعی و بدون عارضه



شاخه های پزشکی مرتبط با فیزیوتراپی:
فیزیوتراپی بخشی از یک تیم درمانی پزشکی است که با رشته های مختلف پزشکی جهت افزایش کیفیت درمان و ارتقاء سلامت افراد جامعه همکاری دارد.
برخی از این شاخه های پزشکی عبارتنداز:
*ارتوپدی
*نورولوژی
*روماتولوژی
*قلب و عروق
*بیماری های ریه (بیماری های تنفسی)
*زنان و زایمان
*اطفال و کودکان
*برخی از رشته های جراحی مانند جراحی های ترمیمی، ارتوپدی، ستون فقرات، مغز و اعصاب و...

اهداف فیزیوتراپی در نظام سلامت:
مهمترین اهداف فیزیوتراپی در بیماری ها و اختلالات عصبی-عضلانی-اسکلتی با توجه به مشکلات فرد جهت بهبود کیفیت زندگی، دستیابی و ارتقاء سلامت شامل موارد زیر است:
*کاهش درد
*کاهش تورم و التهاب
*کاهش اسپاسم عضلانی
*ترمیم بافت های آسیب دیده
*جلوگیری از آتروفی عضلانی
*تقویت عضلات
*بهبود دامنه حرکتی مفاصل و انعطاف پذیری
*اصلاح وضعیت (پاسچر) بدن
*بهبود کنترل حرکت و تعادل
*افزایش مهارت های حرکتی
*افزایش عملکرد و استقلال فرد
*افزایش عملکرد سیستم قلبی-عروقی و تنفسی
*افزایش انگیزه و تقویت اراده
*افزایش امید به زندگی
*اصلاح یا تغییر رفتارهای نادرست
*آموزش به بیمار و خانواده جهت تسریع در روند درمان و پیشگیری از آسیب های احتمالی
*کاهش هزینه های درمانی
*سازگاری فرد با محیط و اجتماع
*بهبود شیوه زندگی

کیفیت زندگی (Quality of Life):
کیفیت زندگی عبارت است از میزان رفاه جسمی، ذهنی (روانی) و اجتماعی که از طریق افراد درک می شود (مانند رضایت از زندگی و احساس سلامت).
کیفیت زندگی با سطح زندگی تفاوت دارد. کیفیت زندگی شامل دو جنبه عینی و ذهنی بوده ولی سطح زندگی در ارتباط با جنبه های عینی مانند وضعیت مالی، شغل، مسکن و غیرو است. بنابراین نگرش فرد و طرز تلقی اش از زندگی و همچنین میزان بهره مندی فرد از امکانات با اهمیت زندگی در تعیین کیفیت زندگی و ارزیابی آن موثر است.



سلامت برای همه (Health for All)
در بیانیه رسمی مجمع جهانی سلامت (World Health Assembly) در سال 1977 که به "بیانیه آلماآتا" معروف است اعلام گردید که در دهه های آینده، هدف اصلی و اجتماعی دولت ها و سازمان جهانی سلامت (World Health Organization) باید دستیابی همه مردم جهان در سال 2000 میلادی به سطحی از سلامتی (سلامتی جسمی، ذهنی و اجتماعی) باشد که امکان برخورداری از یک زندگی موثر و مولد را برای آنان فراهم آورد. استراتژی (راهبرد) جهانی یک چارچوب جهانی فراهم نموده که اجرای آن توسط همه کشورهای عضو سازمان جهانی سلامت، مناسب و در عین حال برای تطابق با شرایط و نیازهای گوناگون کشورها به اندازه کافی قابل انعطاف بوده و به دنبال آن، کشورهای عضو هریک استراتژی دستیابی به سلامت برای همه را برای خود تنظیم نمودند که این استراتژی ها بر مبنای مراقبت های اولیه سلامت (Primary health care) تعیین گردید.

مراقبت های اولیه سلامت (Primary health care or PHC)
در سال 1978، کنفرانس مراقبت های اولیه سلامت در "آلماآتا" (مرکز جمهوری قزاقستان) تشکیل گردید و روش دستیابی به "سلامت برای همه"، مراقبت های اولیه سلامت (PHC) معرفی شد. بر اساس فلسفه مراقبت های اولیه سلامت، سلامت و تندرستی حق مسلم هر انسانی است و توزیع عادلانه خدمات سلامتی به عنوان بخشی از توسعه اقتصادی و اجتماعی هر کشوری محسوب می شود.
در ماه می سال 1979، استراتژی جهانی سلامت برای همه توسط سی و دومین اجلاس سازمان جهانی سلامت (WHO) مورد تصویب قرار گرفت و نمایندگان کشورهای عضو پذیرفتند که استراتژی های کشوری سلامت برای همه براساس مراقبت های اولیه سلامت تدوین و به مرحله اجرا گذارند که در سال 1981، راهبرد (استراتژی) جهانی "سلامت برای همه" (Health for All) توسط سازمان جهانی سلامت تکمیل شد.

تعریف مراقبت های اولیه سلامت (PHC):
مراقبت های اولیه سلامت از نظر سازمان جهانی سلامت (WHO) عبارت است از مراقبت های اصلی در زمینه سلامت که باید برای همه افراد و خانواده های جامعه قابل دسترس باشد. این خدمات بخش اساسی نظام سلامت و توسعه اقتصادی-اجتماعی کشورها است.
مراقبت های اولیه سلامت، اولین سطح تماس فرد، خانواده و جامعه با نظام سلامت کشور بوده و خدمات را تا حد ممکن به جایی که مردم در آن کار و زندگی می کنند می برد. هدف از ارائه مراقبت ها، حفظ و ارتقاء سلامت افراد و جامعه است و امروزه بر این نکته تاکید می شود که خدمات سلامت باید طیف کامل خدمات پیشگیری، درمان و بازتوانی را پوشش دهد.

اصول و ویژگی های مراقبت های اولیه سلامت (PHC):
این اصول و ویژگی ها شامل موارد زیر است:
*قابل دسترس بودن برای همه
*عادلانه بودن
*موثر و مورد قبول بودن
*هماهنگی بین بخش های مختلف اقتصادی و اجتماعی یا رویکرد چند بخشی
*مشارکت همگانی (مشارکت جامعه یا سلامت بوسیله مردم)
*استفاده از فناوری اطلاعات در حوزه سلامت
*تمرکز بر خدمات یا آموزش های پیشگیرانه
*ارائه خدمات درمانی و اعتلا یافته
*کاهش هزینه ها یا کاهش پرداخت ها

روش هایی برای موثرتر شدن فیزیوتراپی در نظام سلامت:
برای اینکه درمان های فیزیوتراپی بیشتر موثر واقع شوند، توجه به مسایل زیر حائز اهمیت است:
*ایجاد شرایطی برای همه فیزیوتراپیست ها از طرف وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی جهت ارتقاء سطح پایه فیزیوتراپی به دکترای حرفه ای فیزیوتراپی (DPT) همانند کشورهای تولید کننده علم
*تلاش فیزیوتراپیست ها برای دسترسی به دانش روز فیزیوتراپی
*افزایش مهارتهای بالینی که خود در ارتباط با دکترای حرفه ای فیزیوتراپی و کارگاه های آموزشی علمی است
*ایجاد یک پل ارتباطی بین جامعه فیزیوتراپی با گروه های دیگر نظام سلامت چون پزشکان
*نگرش تیمی در درمان که به همکاری میان فیزیوتراپیست ها و بخش های دیگر سیستم درمانی و همچنین سیاست های وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی وابسته است
*هماهنگی و همکاری با کشورهای تولید کننده علم و توسعه یافته
*همکاری و ارتباط جامعه فیزیوتراپی با کنفدراسیون جهانی فیزیوتراپی و انجمن های فیزیوتراپی کشورهای مختلف
*افزایش اطلاع رسانی و آگاهی بخشی در ارتباط با نقش فیزیوتراپی در درمان بیماری ها، انواع اختلالات حرکتی و درد
*تاکید بر افزایش کیفیت درمانی هم از جهت تجهیزات و هم از نظر نیروی انسانی کارآمد
*برابری و عدالت از نظر نوع خدمات و تعداد مراکز قابل دسترس بر اساس استانداردهای جهانی
*دریافت اطلاعات کافی به هنگام مراجعه به مراکز فیزیوتراپی
*دریافت خدمات فیزیوتراپی در هر مکان یا در هر زمانی که امکان پذیر است
*مناسب بودن فاصله مکانی همراه با عبور و مرور آسان
*دریافت سریع تر خدمات فیزیوتراپی به هنگام مراجعه به فیزیوتراپی
*اخلاق مداری و روابط انسانی موثر
*بهبود مهارت های ارتباطی و کلامی و افزایش توجه به گیرندگان خدمات فیزیوتراپی
*آموزش مهارت های ارتباطی به گروه های درمانگر و اعضای مراکز درمانی از طریق سازمان های مرتبط
*تغییر نگرش بیماران و جامعه و اصلاح رفتارهای نادرست آنان جهت افزایش کیفیت درمانی و پیشگیری از آسیب های مجدد
موضوعات وبلاگ فیزیوتراپی
طبقه بندی مطالب بر اساس ناحیه بدن

جمعه ۷ آذر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

فیزیوتراپی (Physiotherapy) یا فیزیکال تراپی (Physical therapy)؟


فیزیوتراپی (Physiotherapy) یا فیزیکال تراپی (Physical therapy)؟

فیزیوتراپی (Physiotherapy) شاخه ای از پزشکی است که از طریق تجهیزات و دستگاه ها، تمرینات و تکنیک های خاص به درمان بیماری ها، اختلالات عصبی-عضلانی-اسکلتی و درد می پردازد.




به طورکلی، درمان های فیزیوتراپی دارای سه جنبه هستند که عبارتنداز:
*فیزیولوژیک (Physiologic)
*فیزیکال یا فیزیکی (Physical)
*طبیعی (Natural)

به عنوان مثال دستگاه های الکتروتراپی مانند اولتراسوند و لیزر از طریق اثرات سلولی و بافتی یا مکانیسم های فیزیولوژیک، سعی در طبیعی کردن بافت های درگیر دارند. کاربرد تمرینات و تکنیک های خاص در فیزیوتراپی دارای اثرات فیزیولوژیک و فیزیکی است که هدف نهایی در جهت طبیعی کردن بافت ها یا اندام های بدن است.

با توجه به اینکه "فیزیو" (Physio) به مفاهیمی چون "طبیعی یا نچرال" (Natural)، فیزیولوژیک (Physiologic) و فیزیکال (Physical) اشاره دارد و از طرفی دیگر چون نقش و عملکردهای فیزیوتراپی در درمان بیماری ها، اختلالات عصبی-عضلانی-اسکلتی(Neuromusculoskeletal disorders) و درد در جهت سه واژه فوق است، بنابراین اصطلاح فیزیوتراپی (Physiotherapy) بر فیزیکال تراپی (Physical therapy) ارجحیت داشته و مناسب تر است. همچنین واژه فیزیوتراپی نسبت به فیزیکال تراپی بیشتر مفاهیم انسانی را مد نظر قرار می دهد.
موضوعات فیزیوتراپی
طبقه بندی مطالب بر اساس ناحیه بدن

شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

بلز پالزی (Bell’s palsy)

فلج بل Bell’s palsy
بلز پالزی
نوریت فاشیال Facial neuritis

فلج بل یا نوریت فاشیال عبارت است از فلج یک طرف عضلات صورت به علت التهاب عصب هفتم مغزی (عصب فاشیال). این بیماری که به عنوان فلج محیطی عصب فاشیال شناخته می شود در سال 1812 توسط بل انگلیسی شرح داده شد. فلج بل  در افراد دیابتی شایع بوده که بیش از یک سوم بیماران را شامل می گردد. فلج بل ممکن است با سکته مغزی اشتباه شود.
اگرچه فلج بل در هر سنی مشاهده می گردد ولی در سنین 15 الی 40 سالگی شایع تر است. در این بیماری شدت فلج عضلات صورت متفاوت است. فلج عصب فاشیال علاوه بر عضلات صورت می تواند بزاق، طعم، اشک و یک اسخوان کوچک در گوش میانی را تحت تاثیر قرار دهد.




علل
علت التهاب عصب فاشیال (نوریت فاشیال) دقیقا مشخص نیست ولی عوامل زیر ممکن است در ایجاد بیماری نقش داشته باشند:
-عفونت ویروسی که بسیار مطرح است
-دیابت
-فشار خون بالا (هایپرتنشن)
-ادم 

علایم
علایم فلج بل عبارتنداز:
-ناتوانی در بستن چشم در سمت مبتلا
-ناتوانی در بالا بردن ابرو در سمت مبتلا
-ناتوانی در غنچه کردن یا عقب کشیدن لب در طرف مبتلا
-معمولا در ابتدا، درد در گوش سمت مبتلا بروز می کند که به غیر از این مورد به طور کلی در سیر این بیماری درد وجود ندارد.
-ناتوانی در سوت زدن
-اشکال در جابجا کردن لقمه در دهان
-احتمال جاری شدن بزاق از کناره دهان
-برخی از بیماران از اختلال چشایی در دو سوم پیشین زبان شاکی هستند (طرف درگیر)
-گاهی تشدید صداها در گوش یا حساسیت بیش از اندازه به صدا در طرف مبتلا

درمان
اگرچه این بیماری شایع است ولی غالبا موقت یا خوش خیم و درمان پذیر است.
درمان ممکن است در ارتباط با موارد زیر باشد:
-درمان دارویی طبق نظر متخصص مربوطه
-فیزیوتراپی
-به ندرت جراحی

سیر بیماری فلج بل
در فلج بل، حدود چهار پنجم موارد در مدت دو تا شش هفته بهبود می یابند، چون عصب تنها دچار بلوک هدایتی شده است که نوروپراکسینامیده می شود. در بقیه موارد، عصب دچار دژنرسانس والرین می گردد که در این ارتباط بهبودی به مدت سه ماه طول کشیده و معمولا کامل نیست.
اگر رشته های پیش عقده ای عصب فاشیال در دوره بهبودی به صورت غلط ترمیم یابند باعث تحریک غده اشکی و جاری شدن اشک به هنگام غذا خوردن می گردند که به این حالت اشک تمساح (Crocodile tears) گفته می شود.

*استفاده از مطالب فقط درصورت ذکر منبع وبلاگ مجاز است.
موضوعات فیزیوتراپی
طبقه بندی مطالب بر اساس ناحیه بدن

چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۳ ه‍.ش.

سنکوپ (Syncope)



سنکوپ (Syncope)
سنکوپ (Syncope) عبارت است از ازبین رفتن موقتی هوشیاری و عدم توانایی در ایستادن به علت کاهش موقت جریان خون مغزی. سنکوپ ناشی از اختلال ناگهانی در متابولیسم مغز است که اغلب به علت هایپوتانسیون و به دنبال آن کاهش جریان خون مغزی ایجاد می گردد.




غش (Fainting)
غش (Fainting) عبارت است از احساس ضعف و از دست دادن هوشیاری قریب الوقوع بدون آنکه هوشیاری واقعا ازبین برود (Presyncope). در غش کردن ساده، نبض وجود داشته و تنفس قطع نمی گردد.
علل سنکوپ
عواملی که باعث سنکوپ می شوند عبارتنداز:
-اختلالات قلبی
-سنکوپ با واسطه عصبی (رفلکسی)
-هایپوتانسیون ارتواستایک یا هایپوتانسیون پوسچرال (سقوط فشار خون به هنگام قرارگیری در وضعیت ایستاده) 
-نورولوژیک مانند حوادث عروقی مغز
-عوامل روانی مانند اختلالات عاطفی به ویژه حملات اضطرابی، اختلال هراس و افسردگی

علل سنکوپ قلبی شامل:
-انواع آریتمی (برای آریتمی ها و تاکی آریتمی ها)
-انفارکتوس میوکارد
-ضایعات دریچه ای قلب به ویژه تنگی آئورت
-ضایعات مادرزادی قلب به خصوص تترالوژی فالو
-پرولاپس دریچه میترال
-کاردیومیوپاتی
-بیماری های پریکارد
-میکزوم دهلیزی
-استفاده از داروهای بلوک کننده سمپاتیک در درمان بیماری های قلبی

سنکوپ با واسطه عصبی (رفلکسی) شامل:
-سندرم سینوس کاروتید ( در این ارتباط می توان به فشار روی سینوس کاروتید به هنگام تراشیدن ریش یا استفاده از یقه تنگ اشاره کرد)
-وضعیتی مانند به هنگام ادرار کردن، پس از غذا خوردن، پس از ورزش، ترس از خون، سرفه، تحریک گوارشی و ترس از سوزن
-وازوواگال. عواملی مانند استرس های روحی به خصوص در اتاق گرم و شلوغ، خستگی مفرط، آسیب ها و درد، مواجهه با حرارت و ترس در بروز آن نقش دارند اما در بسیاری از موارد بدون علت واضحی رخ می دهند.

تغییرات در طی سنکوپ
علایم سنکوپ ممکن است تدریجی یا ناگهانی باشد. درصورت تدریجی بودن علایم، بیمار این فرصت را دارد که خودش را از آسیب حفظ نماید. به هنگام شروع سنکوپ، بیمار احساس بدی دارد. بعد احساس سرگیجه، حرکت و نوسان یافتن زمین و اشیای اطراف به وی دست می دهد. درک و احساس بیمار دچار اختلال شده، دچار خمیازه و خیرگی نگاه می گردد. نقاطی در مقابل چشمانش ظاهر شده، دیدش تار گشته و گوشهایش زنگ می زنند. به همراه این علایم، حالت تهوع و گاهی استفراغ دست می دهد که اغلب همراه با تعریق سرد است. بیمار رنگ پریده شده و یا صورتش خاکستری می گردد.
بیمار اغلب بدون حرکت دراز می کشد و عضلات اسکلتی او شل هستند ولی ممکن است چند حرکت کلونیک پرشی نیز در اندام هایش ظاهر گردند.کنترل اسفنکترها اغلب باقی می ماند. نبض ضعیف بوده یا ممکن است احساس نگردد. فشار خون کاهش یافته و یا ممکن است قابل سنجش نباشد. تنفس بیمار معمولا غیرقابل درک و شناسایی است.
پس از اینکه بیمار در وضعیت افقی قرار گرفت، جاذبه زمین دیگر نمی تواند خونرسانی به مغز را مختل نماید. بنابراین قدرت نبض باز گشته، صورت بیمار دوباره رنگ می گیرد، تنفس سریع تر و عمیق تر شده و هوشیاری بیمار باز می گردد. برخاستن پیش از موعد می تواند سبب آغاز حمله بعدی گردد. به دنبال حمله سنکوپ، سردرد و گیجی که از پیامدهای معمول تشنج هستند، بروز نمی کنند.
مدت زمان سنكوپ از چند ‏ثانیه تا چند دقیقه متغیر است . گاهی علایم بیمار تا نیم ساعت هم طول می کشد. گاهی بیمار در کمای عمیق فرو رفته و کاملا بی اطلاع از اطراف می ماند و قادر به هیچ پاسخی نیست ولی گاهی تا حدودی از از اطراف خود باخبر است.
در سنکوپ، بیمار به صورت خود به خود هوشیاری خود را به صورت كامل ‏به دست می آورد. بعد از به دست آوردن هوشیاری فرد معمولا كاملاً سرحال و بدون علائم است (مگر ‏در صورت ایجاد ضربه و آسیب بر اثر زمین خوردن).‏
علیرغم اینكه سنكوپ برای فرد یك اتفاق عجیب و ترسناك است ولی در واقع حدود ‏یك سوم افراد در طول زندگی خود حداقل یك بار دچار سنکوپ می شوند و 6-3 درصد از ‏مراجعات به بیمارستان بعلت سنكوپ است. نكته مهم این است كه سنكوپ یك ‏بیماری نیست بلكه یك نشانه است و تشخیص دقیق بیماری منجر به سنكوپ اهمیت ‏دارد.

اگرچه در اغلب موارد سنكوپ ناشی از علل غیر قلبی و خوش خیم است با این ‏حال در برخی موارد به علت بیماری قلبی بوده و در این موارد ممكن است آریتمی های ‏بدخیم قلبی زمینه ساز سنكوپ بوده و پیش آگهی كننده احتمال مرگ ناگهانی قلبی باشد.
اقدامات درمانی
-سنکوپ در اغلب موارد خوش خیم است ولی در برخورد با این افراد مشخص کردن نوع سنکوپ جهت درمان های اورژانسی ضروری است که در بین آنها می توان به انفارکتوس میوکارد، آریتمی های قلبی و خونریزی های وسیع داخلی اشاره کرد.
-اگر بیمار در حین مراحل اولیه سنکوپ و یا پس از کاهش سطح هوشیاری باشد، باید در وضعیتی قرار داد که حداکثر جریان خون مغزی برقرار گردد.
-قرار دادن بیمار در وضعیت طاقباز (به پشت خوابیده) و بالا نگه داشتن پاها
-اگر امکان طاقباز وجود نداشته باشد در حالت نشسته، سر بیمار را بین دو زانو قرار می دهیم.
-شل کردن یا خارج کردن لباس های تنگ
-چرخاندن سر به نحوی که زبان بیمار به داخل حلقش نیفتد (جهت جلوگیری از انسداد مجاری هوایی)
-استفاده از حوله های نمناک سرد در ناحیه صورت و گردن
-درصورت پایین بودن درجه حرارت بیمار، پوشاندن بدنش با پتوی گرم
-چون استفراغ شایع است، باید از آسپیراسیون جلوگیری کرد (مثلا چرخاندن سر بیمار به یک طرف)
-عدم تغذیه دهانی بیمار در حالتی که بیمار هوشیاری کامل ندارد
-عدم بلند شدن زود هنگام بیمار پس از هوشیاری و مراقبت یا کنترلش چند دقیقه پس از بلند شدن (تحت نظرداشتن بیمار)
-بررسی نشانه های ضربات ناشی از سقوط در جریان حمله سنکوپ
-بررسی بیماری های قلبی و علت زمینه ای همانند خونریزی، انفارکتوس میوکارد، آریتمی های خطرناک و... تحت نظارت پزشک جهت اقدامات درمانی لازم و پیشگیری در آینده
-اجتناب از وضعیت ها یا حالاتی که باعث تحریک یا پیدایش سنکوپ می شوند
-سنکوپ وازوواگال (وازودپرسور) نوع شایع سنکوپ در اشخاص طبیعی بوده و عموما راجعه است. عواملی چون ترس، خستگی مفرط، استرس های روحی به خصوص در در اتاق های گرم و شلوغ، صدمات و درد زمینه ساز بروز آن هستند. درمان معمولا شامل دوری از عوامل ایجادی و قرارگرفتن در وضعیت به پشت خوابیده و بالا نگه داشتن پاها است. درصورت زمینه قلبی درمان باید طبق نظر پزشک صورت گیرد.
-در هایپوتانسیون ارتواستاتیک (هایپوتانسیون پاسچرال)، بیماران باید از برخاستن ناگهانی از وضعیت خوابیده به نشسته یا نشسته به به ایستاده پرهیز کنند. همچنین از بی حرکت ایستادن خودداری شود. ممکن است به درمان دارویی نیاز باشد.
-در سنکوپ با منشاء سینوس کاروتید راه های متفاوتی برای درمان وجود دارد. برای جلوگیری از پیدایش سنکوپ سینوس کاروتید، بیمار باید یقه های گشاد و لباس های آزاد استفاده کند و از حرکات ناگهانی سر اجتناب کند. بیمار باید در هنگام نگاه کردن به یک طرف، به جای چرخش سر به تنهایی، تمام بدن را بچرخاند. این بیماران ممکن است به درمان دارویی، پیس میکر یا درمان جراحی نیاز داشته باشند.
-درمان آریتمی های قلبی که در ایجاد سنکوپ نقش دارند باید طبق نظر پزشک توجه خاصی گردد (مثلا استفاده از داروها، پیس میکر، کاردیوورژن و...).
-در سنکوپ با منشاء انسداد عروق مغزی ممکن است نیاز به اعمال جراحی باشد.
*استفاده از مطالب فقط درصورت ذکر منبع وبلاگ مجاز است.
موضوعات فیزیوتراپی
طبقه بندی مطالب بر اساس ناحیه بدن