۱۳۸۸ مرداد ۳, شنبه

نروپلاستیسیتی‏(Neuroplasticity)-انعطاف پذیری سیستم عصبی

با توجه به ناتوانى عمومى سیستم عصبی مرکزی( CNS )جهت ترميم، قدرت بهبودى و جبران مغز قابل ملاحظه است. در صورتى كه بيمار از آسيب اوليه مغزى جان سالم به در برد، اغلب بازگشت قابل توجه عملكرد مغز مشهود است. مطالعات نوروفيزيولوژيك اخيرنشان داده است كه سيستم عصبى مركزى توانايى تطابق و يا بهبودى نسبت به ضايعات تروماتيك وارده را دارد. خاصيت انعطاف پذيرى سيستم عصبى مركزى به خوبى شناخته شده است اين خاصيت به توانايى سيستم عصبى مركزى در تحت تأثير قرار گرفتن و تغييرات تدريجى براى افزايش عملكرد اطلاق مى گردد. مطالعات ثابت كرده است كه هر گاه يك سيستم آسيب ديده وادار به عمل شود، ميزان بهبودى بيشتر و سريع تر است. اين مسأله در حيوانات آزمايشگاهى تحقيق شده است. حيواناتى كه داراى ضايعه و همى پارزى در اندامها بوده اند، وقتى كه مجبوربه استفاده از اندام آسيب ديده به جاى اندام سالم گرديده اند روند بهبودى رضايت بخش تر بوده است.

مكانيسمهاى اختصاصى بهبود سیستم عصبى
مكانيسمهاى متعددى براى بهبود عملكرد عصبى در طى چندين هفته بعد ازآسيب تروماتيك يا عروقى به سيستم عصبى، نشان داده شده كه عبارتند از:
1- بازگشت كارآيى سيناپسى
2- افزايش كارآيى سيناپسى
3- افزايش حساسيت بعد از قطع عصب
4- تداوم افزايش عصب دهى
5- بسيج شدن و به كارگيرى سيناپسهاى خاموش
6- جوانه زدن به صورت ترميمى و كولترال. در نوع ترميمى از طريق جوانه زدن آكسون آسيب ديده بر روى يك سلول هدف مجاور صورت مى گيرد و جوانه زدن كولترال از طريق نورون سالم انجام مى شود، تا سلولى كه آورانهايش را از دست داده عصبى كند.
7- عمل جانشينى. از نظر تئورى، در صورت حذف فعاليت يك مسير عصبى،مسير عصبى ديگر مى تواند وظيفه آن را انجام دهد. اين نظريه براى توضيح برگشت عمل اندامها به دنبال ضايعات مسيرهاى حركتى يا حسى مركزى، مطرح شده است.
8- جايگزينى رفتارى. بيمار ممكن است جهت جبران يك نقص نورولوژيك از روشهاى مخصوصى استفاده كند. مثلاً بسيارى از بيماران وقتى عضله دلتوئيد فلج است، مى توانند بازوى خود را با چرخاندن اسكاپولا از بدن دور كنند.
در مورد مكانيسم اختصاصى بهبود عصبى بايد گفت كه در اكثر مواقع احتمالا بيش از يك مكانيسم دخالت دارد.
عوامل ضرورى و مؤثر در بهبود كاركردى CNS
در گروهى از بيماران با ضايعات مشابه دستگاه عصبى مركزى، ميزان بهبودى پس از ضايعه با يكديگر بسيار متفاوت است. عواملى كه باعث سازماندهى مجدد كاركردى و بهبودى نسبى يا كامل مى شوند، عبارتند از:
- آموزش و تمرين
- انگيزه و اراده
- توانبخشى فورى و وسيع به ويژه فيزيوتراپى
- زمان كافى و نسبتا طولانى
- سرعت بروز ضايعه
Foerstar در سال 1969 از اولين كسانى بود كه اهميت آموزش و تمرين را دربهبودى كاركردى CNS خاطرنشان كرد. Ogden و Frantz نيز اهميت آموزش و تمرين را با آزمايش خود بر روى ميمونها نشان دادند. آنها شكنج پيشمركزى سه ميمون را در يك طرف مغز خراب كردند. يكى از حيوانات را بدون درمان رها كردند؛ به دومى صرفا ماساژ دادند؛ ولى سومى را تحت آموزش و تمرين مداوم قراردادند. پس از چند هفته در حيوان اول بهبودى خود به خودى مختصرى مشاهده شد؛ ولى در دو حيوان ديگر، به خصوص حيوان سوم بهبودى تقريبا كاملى ديده شد.
Chow و Stewart در سال 1972 توانستند در گربه هايى كه از قدرت بينايى محروم شده بودند، براساس تمرينات مداوم و دادن پاداش به شكل غذا و تقويت رفتار مناسب در آنها، در هر دو زمينه عصبى و رفتارى بهبودى ايجاد نمايند.Aguillar نيز در بيمارى كه به سكته مغزى (CVA) دچار شده بود، با استفاده از تقويت اراده بيمار، تقويت رفتارها و حركات وى و همچنين فيزيوتراپى طولانى و جدى توانست در وى بهبودى ايجاد نمايد.
Kuypers از مطالعات خود بر روى ضايعات راه هرمى در ميمونها به اين نتيجه رسيد، كه اگر تنها 5 تا 10% رشته ها سالم باشند، حركات ظريف اندامها مى توانند به وضعيت عادى خود باز گردند. تحقيقات Bach-Y-Rita در سال 1972 نيز نشان مى دهند كه تنها سالم بودن 2% رشتههاى راه بينايى يا 2% قشر بينايى، جهت بهبودى كاركرد بينايى كافى است.
سازماندهى مجدد غالبا يك فرآيند طولانى است و گاهى تا چندين سال نيزادامه دارد. Harlow مشاهده نمود كه در ميمونهاى مورد مطالعه خود كه در آنها ضايعات مغزى ايجاد شده بود، اين بهبودى حتى تا 6 سال ادامه داشت. بهبودى طولانى در انسان مشاهده مى شود به طورى كه در بيماران Rasmussen پس ازآناستوموز (پيوند) اعصاب صورتى- زير زبانى، بهبودى از 4 تا 6 سال ادامه داشت.
Galambos معتقد است كه عوامل ژنتيكى يك نوع ماده اوليه را براى شكل پذيرى عصبى تهيه مى كنند و حدود و مشخصات آن را تعيين مى نمايند.شكل پذيرى دستگاه اعصاب مركزى بيشتر بر پايه سازماندهى مجدد كاركردى صورت مى گيرد تا براساس ترميم يا انتقال كاركرد به ناحيه ديگر عصبى. احتمالاً قبل از بروز ضايعه ارتباطى ميان مكانيسمهاى كنترل عصبى و نورونها و رشته هاى عصبى باقيمانده براى تكميل سازماندهى مجدد كاركردى ضرورى به نظر مى رسد.
در سازماندهى مجدد دستگاه عصبى عامل سن نيز نقش مهمى را داراست؛ به طورى كه كودكان پس از ضايعه سريعا بهبود مى يابند و كمتر به تمرين و آموزش نيازدارند. در صورتى كه افراد مسن ديرتر و با آموزش و تمرينهاى مداوم، بهبود مى يابند.
*استفاده از مطالب فقط درصورت ذکر منبع مجاز می باشد
منبع:از کتاب ساختار و عملکرد سیستم عصبی-عضلانی به ترجمه و تدوین نویسنده وبلاگ(فیزیوتراپیست ابراهیم برزکار).چاپ فجر.بهار ۱۳۸۵(چاپ اول)
منابع (References)
- جامعى، بهنام (زير نظر دكتر حسن عشايرى) كاربرد نوروفيزيولوژى درتوانبخشى. انتشارات دانشگاه علوم پزشكى ايران.
- ميناگر، عليرضا؛ وثوق آزاد، ژاك ترجمه نوروآناتومى پايه و كاربردىپرفسور فيتزجرالد. انتشارات دانش پژوه.
- شوركى، مصطفى (اولين سمپوزيوم نوروپسيكولوژى در ايران) مقاله منطقه بندى كاركردى مغز و آراء جديد.
- حسينى، سيد ابوالقاسم (اولين سمپوزيوم نوروپسيكولوژى در ايران) مقاله بررسى هدفمندى و خود نظم بخشى در سيستم عصبى مركزى وفرآيندهاى رابط بين شناخت و حركت ارادى.
-http://www.brainline.org/

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر