۱۳۸۹ فروردین ۴, چهارشنبه

آرتروز زانو(Knee Osteoarthritis)-علل,علایم و درمان

صفحه آرتروز زانو که در سایت ویکی پدیا ایجاد نمودم:

آرتروز زانو (به انگلیسی: Knee Osteoarthritis) از عوامل شایع ایجاد درد در افراد بالاتر از چهل سال است.آرتروزمفصل زانو,شایعترین بیماری تخریبی ازمیان مفاصل بدن می‌باشد.میزان ابتلا در خانم‌ها نسبت به آقایان بیشتر است.

آرتروز یک بیماری تخریبی در مفصل است که ازآن به بیماری مفصلی پیشرونده ( DJD یا Degenerative Joint Disease) یاد می‌شود.از این بیماری به نام های استئوآرتریت و استئوآرتروز نیز یاد می کنند.تخریب پیشرونده مفصل در جامعه ما به نام آرتروز معروف است.با توجه به اینکه بیماری با افزایش سن پیشرفت می‌کند به آرتریت پیری نیز معروف است.علاوه برسن, علل ژنتیکی, نوع شغل و حرفه, چاقی, عوامل هورمونی و نژاد نیز می‌تواند در بروزاین بیماری دخیل باشند.

فهرست مندرجات

۱ مهمترین نشانه آرتروز زانو
۲ عوامل زمینه ساز
۳ علایم و نشانه‌ها
۴ یافته‌های شایع رادیولوژی
۵ درمان
۶ عمل‌های جراحی در موارد آرتروز مفصل زانو
۷ پانویس
۸ منابع


# مهمترین نشانه آرتروز زانو

مهمترین مشخصه آرتروز,تخریب تدریجی غضروف مفصلی است.قسمت دو انتهای هر استخوان,از غضروف که بافتی است انعطاف پذیر ساخته شده‌است.با شروع بیماری آرتروز زانو,غضروف انتهای تحتانی استخوان فمور(ران) و غضروف قسمت فوقانی استخوان درشت‌نی به تدریج دچار تغییرات تخریبی(دژنراتیو) می‌گردد.به همین ترتیب درگیری و آسیب غضروف کشکک به آرتروز این ناحیه منجر می‌شود.بنابراین آرتروز مفصل زانو در دو ناحیه تیبیوفمورال (مفصلی که بین استخوان ران و ساق ایجاد می‌شود) و مفصل کشککی-رانی می‌تواند ایجاد شود.

تصویر ذیل:



علت اصلی تخریب غضروف در بیماری آرتروز,عدم وجود عروق خونی جهت تغذیه این ناحیه می‌باشد و ازطرفی غضروف مفصلی فاقد عصب است و به هنگام آسیب دردی حس نمی‌شود که همین مسئله زمینه تخریب بیشتر را فراهم می‌کند.البته تغذیه غضروف ازطریق غشای سینوویال و حرکات مفصل انجام می‌شود.

عوامل زمینه ساز

عواملی که روند آرتروز زانو را تسهیل می کنند عبارتنداز:

۱- ضربه

۲-پارگی عناصر مفصل زانو (مثلا منیسک ها, رباط‌ها و کپسول مفصلی)

۳-بیماری کندرومالاسی کشکک (نرم شدن غضروف زیر کشکک) و موارد دررفتگی مکرر آن

۴-شکستگی‌ها ی درون مفصلی و دررفتگی‌ها

۵-وجود بیماری‌های مفصلی (همانند آرتریت روماتوئید یا بیماری عفونی در مفصل و...)

۶-تغییر شکل‌ها(دفورمیتی ها)ی مفصل زانو که عبارتنداز:

-پای ضربدری
-پای پرانتزی
-خم شدن مفصل زانو[۱]
-حرکت بیش از اندازه مفصل به سمت عقب(هیپراکستنشن زانو[۲])

۷-عدم کنترل فعالیت‌های روزمره که منجر به استرس بیش از اندازه به ناحیه زانو می‌گردد(مواردی چون چهارزانو نشستن, دوزانو نشستن, توالت طولانی مدت غیرفرنگی و بالا و پایین رفتن از پله‌ها به دفعات متوالی به خصوص پله‌هایی که شیب تند دارند)

۸-شغل و حرفه‌ای که باعث فشار بیش ازحد به زانو می‌شود به ویژه افرادی که درطول فعالیت‌های کاری سخت, هیچگونه استراحتی به مفاصل جهت ترمیم و احیائ مجدد نمی‌دهند.

9-چاقی

10-عوامل ژنتیکی

11-بیماری استئوکندریت دیسکان

علایم و نشانه‌ها

علایم و نشانه های آرتروز زانو ممکن است درارتباط با موارد زیر باشد:

-درد که با پیشرفت بیماری ایجاد می‌شود

-تغییر وضعیت عناصرمفصلی همانند التهاب تاندون‌ها و بورس ها, ضخیم شدن پرده سینوویال و درگیرشدن استخوان‌های زیرغضروف که از عوامل مهم ایجاد درد مفصل زانو می‌باشند

-خشکی مفصلی

-کاهش دامنه حرکتی[۳] مفصل که در مراحل پیشرفته بیماری ایجاد می‌شود

-ضعف و آتروفی عضلات اطراف مفصل که در موارد کاهش دامنه حرکتی بوجود می‌آید

-گاها وجود کریپتاسیون[۴] در حرکات مفصل

-گاهی تجمع مایع در مفصل(Joint Efusion) دیده می شود.,وجود افیوژن در مفصل,مگر پس از فعالیت زیاد بعید است[۵].

-دگرریختی یا تغییرشکل در مفصل که درارتباط با آرتروز زانو بیشتر به صورت پای پرانتزی (Genu Varum) است

-احتمال ایجاد کیست در ناحیه پشت مفصل که به کیست بیکر(Baker Cyst) معروف است

 یافته‌های شایع رادیولوژی

مهمترین نتایج رادیولوژی از ناحیه زانوی بیماران مبتلا به آرتروز زانو عبارتنداز:

-کاهش فضای مفصلی به خصوص در سمت داخل زانو.با توجه به وضعیت مفصل زانو (سطوح مفصلی کوندیل‌های داخلی-خارجی استخوان ران با سطوح کوندیل‌های داخلی-خارجی درشت نی) سطوح داخلی مفصل بیشتراز سطوح خارجی درگیرمی شود. غضروف در عکس رادیولوژی مشخص نمی‌باشد و ازطریق فضاهای مفصلی است که متوجه میزان آسیب می‌شویم
-وجود اسکلروز زیر غضروف
-ایجاد زواید استخوانی به نام استئوفیت در حاشیه استخوان‌های مفصل

 درمان

درمان آرتروز زانو با توجه به مشکل بیمار می تواند درارتباط با موارد زیر باشد:

1-درمان دارویی طبق نظر پزشک متخصص مربوطه

2-کاهش وزن درصورت وجود چاقی

3-کنترل فعالیت‌های روزمره(پرهیزازچهار زانو نشستن, پرهیزاز دو زانو نشستن, کاهش شیب پله‌های منزل, بالا و پایین رفتن از پله‌ها به صورت یک پله-یک پله که مستلزم صبر و حوصله می‌باشد, پرهیزاز وضعیت‌های ثابت که زانو در یک حالت به مدت طولانی قرار می‌گیرد و درنهایت عدم انجام حرکات جهشی-چرخشی و تند)

4-تقویت عضلات اطراف مفصل زانو.با تقویت عضلات میزان فشار روی مفاصل کاهش می‌یابد که نوع تمرین و شدت آن ازطریق فیزیوتراپیست تنظیم می‌شود

5-تحرک مفصل به صورت کنترل شده.با توجه به اینکه غضروف فاقد عروق خونی است, حرکات طبیعی نقش بسزایی در تغذیه غضروف دارد

6-حرکات و فعالیت‌هایی که باعث تشدید درد می‌شوند حتما ترک شود

7-تنظیم یک برنامه درمانی برای بیمار توسط فیزیوتراپیست به خصوص در مواردی که بیماری شدت یافته و احتمال زمین گیر شدن وجود دارد.بهتر است در موارد شدید بیماری تنظیم برنامه درمانی در ارتباط با محیط فرد صورت گیرد,مسائلی ازقبیل استفاده از تخت, تنظیم ارتفاع تخت با توجه به قد فرد و به ویژه آموزش استفاده از وسایل کمکی همانند عصا و واکر.مثلا تنظیم ارتفاع واکر با توجه به قد فرد در بسیاری از موارد,راه رفتن بیمار را تسهیل می‌کند.

8-استفاده از زانوبند و وسایل کمکی طبق نظر متخصص مربوطه یا مشاوره با فیزیوتراپیست

9-آب درمانی(هیدروتراپی)

10-برنامه تمرینات هوازی[۶]

11-درمان با عمل جراحی.زمانیکه درد و مشکلات مفصل خیلی شدید است,عمل جراحی طبق نظر پزشک متخصص جراحی ارتوپد ضرورت می‌یابد.

عمل‌های جراحی در موارد آرتروز مفصل زانو

جراحی در ناحیه زانو می تواند شامل موارد زیر باشد:

-تعویض مفصل زانو(آرتروپلاستی)
-برداشتن کشکک در مواردی که مفصل پاتلوفمورال شدیدا درگیراست (پاتلکتومی)
-تنظیم سطوح و عناصر مفصلی درگیر(Debridement).شامل برداشتن استئوفیت ها, سینوکتومی(به هنگام افزایش ضخامت غشای سینویال) و برداشت اجسام آزاد(loose body) در مفصل است.گاهی کناره غضروف ها و منیسک های ریش ریش شده برداشته شده و مفصل پاک و تمیز می گردد[۷].تمیزکردن و یا تنظیم عناصر مفصلی درگیر زانو ممکن است با آرتروسکوپی و یا بدون آرتروسکوپی انجام گردد.
-استئوتومی.زمانیکه دفورمیتی یا تغییرشکل در زانو وجود دارد(مثلا به هنگام ایجاد پای پرانتزی یا ژنوواروم)
-برداشتن سطوح مفصلی و جوش دادن دو استخوان که به این عمل آرترودز(Arthrodesis) یا فیوژن می گویند.

 پانویس
↑ Knee flexion deformity
↑ Genu recurvatum یا Knee hyperextension
↑ Range of motion
↑ Crepitus
↑ کاراندیش سعید,ترجمه :اصول شکستگی ها و ارتوپدی ص437
↑ Aerobic exercise programs
↑ اعلمی هرندی, بهادر, اصول ارتوپدی و شکسته بندی ص252
‎‎
# منابع

-اعلمی هرندی, بهادر, اصول ارتوپدی و شکسته بندی, چاپ ششم,نشر فروغ اندیشه
-کاراندیش سعید,ترجمه :اصول شکستگی ها و ارتوپدی جان کراوفورد آدامز و دیویدهامبلن,انتشارات جعفری شابک:0-09-6088-964
-اکبری،محمد.فیزیوتراپی در بیماری های رماتیسمی و پوستی.فروردین 1385.ناشر: اندیشمند
‎-Darlene Hertling and Randolph M.Kessler.Management of Common Musculoskeletal Disorders.Third Edition.ISBN: 0-397-55150-9
-Carol Mattson Porth.Pathophysiology:concepts of altered health states.Publisher:Lippincott.Third Edition.ISBN 0-397-54723-4

منبع تصویر:http://www.mayoclinic.com/

درد زانو(Knee Pain)

صفحه علت های درد زانو که در سایت ویکی پدیا ایجاد کردم:

عوامل مختلفی باعث درد زانو (به انگلیسی: Knee Pain) می گردند.مفصل زانو از مفاصل بزرگ بدن است که به علت فشارهای پیوسته و زیادی که در فعالیت های روزمره به آن وارد می شود,مستعد بسیاری از آسیب ها است.ازطرفی بیماری های مختلفی این مفصل بزرگ و مهم را درگیر می کنند.آگاهی نسبت به عواملی که باعث درد زانو می‌شوند به ما کمک خواهد کرد تا با تشخیص سریعتر به درمانی بهتر دسترسی پیدا کنیم.درد زانو ممکن است در خود مفصل زانو و یا اطراف آن باشد.

تصویر ذیل:



#فهرست مندرجات

۱ مفصل زانو
۲ آسیب ها
۳ بیماری ها
۴ التهابها
۵ تغییر شکل ها یا دفورمیتی ها
۶ شکستگی ها
۷ دررفتگی ها
۸ سندرم ها
۹ درد های ارجاعی
۱۰ علل دیگر
۱۱ پانویس
۱۲ منابع


# مفصل زانو

به دلیل اینکه مفصل زانو پلی را بین مفاصل مچ پا و ران ایجاد می‌کند بنابراین آگاهی نسبت به ساختمان آن جهت مراقبت بیشتر از آن لازم است.دو حرکت مهم زانو از نظر حرکت شناسی, خم شدن(Flexion) و صاف شدنٍ Extension)) می‌باشد.البته مفصل زانو جزئ چرخشی(Rotation) نیز دارد ولی میزان آن خیلی کم است.

در ساختار مفصل زانو سه استخوان شرکت می‌کنند که عبارتنداز:

-استخوان ران

-استخوان درشت نی

-استخوان کشکک

ثبات مفصل به وضعیت و ساختار عضلات,رباط ها(عناصری که استخوان‌ها را به هم وصل می‌کند) ,کپسول مفصل و همچنین راستای اندام تحتانی بستگی دارد.

# آسیب ها

آسیب ها و صدمات بافتی که ممکن است باعث درد زانو شوند شامل موارد زیر است:

1-کشیدگی عضلانی(Muscle Strain)

-عضله چهارسر ران
-عضله همسترینگ
-تاندون پاتلار
-تاندون همسترینگ
-عضله پوپلیتئال
-تاندون پوپلیتئال

2-پیچ خوردگی رباط(Ligament Sprain)

-رباط داخلی جانبی (MCL)
-رباط خارجی جانبی (LCL)
-رباط متقاطع جلویی (ACL)
-رباط صلیبی پشتی (PCL)

3-آسیب منیسک

-منیسک داخلی
-منیسک خارجی

4-خونریزی حاد مفصل(همارتروز)

# بیماری ها

بعضی از بیماری ها که باعث درد زانو می گردند عبارتنداز:

-نرمی غضروف کشکک یا کندرومالاسی کشکک
-آرتروز زانو
-کیست بیکر
-کیست منیسک
-آرتریت روماتویید زانو
-آرتریت چرکی
-استئوکندریت دیسکان
-تومورها
-اسپوندیلیت آنکیلوزان
-سندرم رایتر
-آرتریت هموفیلیک
-آرتریت نقرسی
-آرتریت سلی
-استئومیلیت
-بیماری ازگود اشلاتر
-بیماری لارسن جانسون

# التهابها

عوامل التهابی درد زانو شامل:

1-التهاب بورس ها(بورسیت)

-بورسیت جلوی کشککی(شایع ترین بورسی که در زانو درگیر می شود)
-بورسیت عقب تاندون کشککی
-بورسیت جلوی تاندون کشککی
-بورسیت عضله نیمه غشایی(سمی ممبرانوسوس)

2-التهاب تاندون ها(تاندونیت)

-تاندونیت پاتلا(زانوی پرشگران)
-تاندونیت همسترینگ
-تاندونیت پوپلیتئال

3-سینویت زانو

# تغییر شکل ها یا دفورمیتی ها
تغییر شکل های زانو عبارتنداز
:

-پای پرانتزی
-پای ضربدری
-حرکت زانو به عقب(هیپراکستنشن زانو)
-خم شدن زانو[۱]

# شکستگی ها

-شکستگی ران
-شکستگی درشت نی
-شکستگی کشکک

# دررفتگی ها

-دررفتگی کشکک[۲]
-دررفتگی مفصل زانو[۳]

# سندرم ها

-سندرم استرس کشککی رانی[۴]
-سندرم پلیکا[۵]
-سندرم ایلیوتیبیال باند[۶]

#درد های ارجاعی

گاهی درد زانو مربوط به خود زانو نیست و ممکن است از ناحیه دیگری از بدن باشد(مثلا درد ران یا مچ پا).به این نوع از دردها درد ارجاعی(درد ریفرال)می گویند.

# علل دیگر

1-تجمع مایع(افیوژن)مفصل زانو

2-بیماری عروقی محیطی

3-ترومبوز وریدی عمقی(DVT)

4-گیرافتادن بالشتک چربی[۷]

# پانویس

↑ Flexion Deformity
↑ Patella dislocation
↑ Tibiofemoral joint dislocation
↑ Patellofemoral pain syndrome
↑ Plica syndrome
↑ Iliotibial band syndrome
↑ Fat pad impingement
‎‎
# منابع

-اعلمی هرندی، بهادر. اصول ارتوپدی و شکسته بندی. چاپ ششم، فروغ اندیشه،
-ناصری، نسرین. فیزیوتراپی در ضایعات ارتوپدیک. چاپ اول، صبح سعادت، ISBN 964-93408-7-4. ‏
-فراهانی,محمد,ترجمه تکنیکهای توانبخشی در طب ورزش,انتشارات سرواد,چاپ اول,شابک:0-01-7273-964
-حیدریان,کیکاوس. آسیب های زانو در ورزشکاران.انتشارات دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران. چاپ اول. شابک:8-45-6473
-اکبری محمد.فیزیوتراپی در بیماری های رماتیسمی و پوستی.فروردین 1385.ناشر: اندیشمند

-John Crawford Adams and David L.Hamblen.Outline of Orthopaedics.Twelfth Edition.ISBN 0 443 05149 6
-Darlene Hertling and Randolph M.Kessler.Management of Common Musculoskeletal Disorders.Third Edition.

منبع متن:سایت ویکی پدیا
منبع تصویر:http://www.nlm.nih.gov/

۱۳۸۹ فروردین ۲, دوشنبه

عصب چهره ای(Facial nerve)

صفحه عصب چهره ای که در سایت ویکی پدیا ایجاد نمودم:


عصب چهره‌ای یا فاشیال (به انگلیسی: Facial nerve) هفتمین زوج از میان اعصاب مغزی بوده که یک عصب محیطی مختلط(حسی-حرکتی)محسوب می شود.عصب چهره ای،یک شاخه حرکتی بزرگ و شاخه حسی کوچکتر دارد[۱].

#فهرست مندرجات

۱ هسته های عصب چهره ای
۲ عملکرد حرکتی عصب چهره ای
۳ پانویس
۴ منابع


# هسته های عصب چهره ای

محل و نام هسته های عصب هفتم مغزی عبارتنداز:

-هسته حرکتی عصب چهره ای[۲](هسته اصلی)که در پل مغزی قرار دارد.فیبرهای هسته حرکتی عصب هفتم مغزی به عضلات چهره ای می روند[۳].حالت طبیعی چهره به عملکرد صحیح عضلات چهره ای که ازطریق عصب هفتم عصب دهی می شوند،وابسته است.
-هسته راه منزوی[۴] جهت حس چشایی که محل هسته در پیاز نخاع است.هسته راه منزوی(هسته منزوی)ازنظر حس چشایی با اعصاب چهره ای، زبانی حلقی(زوج نهم) و عصب واگ(زوج دهم)ارتباط دارد.حس چشایی قسمت دو سوم جلویی زبان و همچنین کام سخت و نرم مربوط به عصب چهره ای است.عصب زبانی حلقی،حس چشایی یک سوم پشتی زبان و مخاط حلق را برعهده دارد.عصب واگ،حس چشایی سطح اپیگلوت را ایجاد می کند.
-هسته های بزاقی فوقانی و اشکی[۵] در تشکیلات مشبک مغزی.هسته های بزاقی فوقانی و اشکی جزو هسته های پاراسمپاتیکی عصب هفتم مغزی هستند.فیبرهای هسته بزاقی(سالیواتوری)فوقانی و اشکی(لاکریمال)،پیش عقده ای بوده که به ترتیب در تولید بزاق و اشک نقش دارند.
-هسته نخاعی عصب پنجم[۶](عصب سه شاخه) در پیاز نخاع تا سگمان C2 نخاع.هسته نخاعی عصب پنج که جزو هسته حسی عصب سه شاخه است،از پیاز نخاع تا قطعه دوم نخاعی(C2) امتداد می یابد.این هسته درارتباط با عصب هفتم مغزی،حس ناحیه پوست گوش خارجی را ایجاد می کند.
# عملکرد حرکتی عصب چهره ای

عصب هفتم مغزی در داخل غده پاروتید به شش شاخه تقسیم می شود که عضلات چهره ای را عصب رسانی می کنند.شاخه های انتهایی عصب چهره ای شامل:

-گردنی(سرویکال)
-فکی تحتانی(ماندیبولار)
-دهانی(بوکال)
-گونه ای(زایگوماتیک)
-گیجگاهی(تمپورال)
-گوشی پشتی(اوریکولار خلفی)

تصویر ذیل:


فیبرهای هسته حرکتی عصب چهره ای به گروههای عضلانی ذیل می روند:

1-عضلات دهان

2-عضلات بینی

3-عضلات گردن

4-عضلات مسئول حرکت پلکها

5-عضلات دیگر که شامل:

-عضله گیجگاهی-پیشانی که پوست سر را تکان می دهد.
-عضله گوش داخلی که به استخوان رکابی اتصال دارد.

# پانویس
↑ https://courses.stu.qmul.ac.uk/SMD/kb/microanatomy/brain/CAL2/BaBy1CAL2.htm
↑ Facial motor nucleus
↑ Muscles of facial expression
↑ Solitary nucleus
↑ Superior salivatory and lacrimal nuclei
↑ Spinal trigeminal nucleus
‎‎
# منابع
-نراقى،محمد على؛ حاجى حسينى، داود.ترجمه نوروآناتومى W.C. Wongck.انتشارات جعفرى.
-میناگر، علیرضا و وثوق آزاد، ژاک. ترجمه: نوروآناتومی پایه و کاربردی پرفسور فیتزجرالد.انتشارات دانش پژوه.


-Williams & Warwick/ Gray's Anatomy; 1989.
-https://courses.stu.qmul.ac.uk/SMD/kb/microanatomy/brain/CAL2/BaBy1CAL2.htm

منبع متن:سایت ویکی پدیا
منبع تصویر:http://patientsforum.com/

۱۳۸۸ اسفند ۲۹, شنبه

سال نو بر همه ایرانیان مبارکباد

اعصاب مغزی(Cranial nerves)

مقاله اعصاب مغزی که در سایت ویکی پدیا ایجاد کردم:
اعصاب مغزی (به انگلیسی: Cranial nerves) قسمتی از دستگاه عصبی محیطی هستند که از هسته های ساقه مغز منشاء می گیرند(به جز عصب بویایی و بینایی).تعداد اعصاب مغزی،دوازده جفت بوده و به غیر از اعصاب بویایی و بینایی که درحقیقت قسمتی از دستگاه عصبی مرکزی هستند،بقیه آنها همانند اعصاب نخاعی،جزیی از دستگاه عصبی محیطی به شمار می آیند.در ارتباط با نخاع،31 جفت عصب نخاعی از نخاع منشعب می شوند.از تفاوت های مهم این دو بخش دستگاه عصبی محیطی نسبت به هم،این است که در اعصاب مغزی برخلاف اعصاب نخاعی،تقسیم پیوسته و منظمی به ریشه های قدامی(پیشین) و خلفی(پسین)وجود ندارد[۱].این مسئله،بیشتر به علت تکامل و پیچیده تر بودن اعصاب مغزی در مقایسه با اعصاب نخاعی است.
تصویر ذیل:





اعصاب مغزی،نقش حسی خالص یا حرکتی خالص و یا عملکرد حسی-حرکتی دارند.عصب بویایی و بینایی فقط حسی هستند،درحالیکه اعصاب مغزی مربوط به حرکات چشم(زوج های 3،4،6)، زوج 11 و زیرزبانی(عصب دوازدهم) فقط نقش حرکتی دارند.برخی از این اعصاب،همانند زوج های 9،7،5 و 10 مختلط(حسی-حرکتی)هستند.عصب هشتم مغز، اساسا یک عصب حسی است که در تعادل بدن نیز نقش دارد.
 نام و هسته های اعصاب مغزی
*عصب بویایی(Olfactory nerve):بنام زوج یکم شناخته می شود و همانند عصب بینایی فاقد هسته است.اطلاعات بویایی برخلاف پیامهای سایر حواس،از هسته های تالاموس عبور نمی کنند.مسیر بویایی به قشر مغز یک طرفه است و همچنین برخلاف بسیاری از راههای حسی دیگر که به طرف قشر مغز می روند،تقاطع نمی کنند.عصب بویایی، بسیار کوتاه است.


عصب بویایی جزیی از دستگاه بویایی بوده که این دستگاه از قسمتهای زیر تشکیل شده است:
_اپی تلیوم بویایی.گیرنده های بویایی در این قسمت قرار می گیرند.سلولهای گیرنده های بویایی،فیبرهای عصب بویایی[۲] را می سازند.این نورون ها،دوقطبی بوده و آکسون آنها ازطریق استخوان اتمویید وارد جمجمه شده و درنهایت به پیاز بویایی[۳] ختم می شوند.
_پیاز بویایی.
_مسیر بویایی که شامل راه بویایی و نوار بویایی است.
_نواحی قشری بویایی در نیمکره های مغزی.
*عصب بینایی(Optic nerve):زوج دوم مربوط به عصب بینایی بوده که جزیی از دستگاه بینایی است.از نظر بافت شناسی،فیبرهای عصب بینایی از لایه هشتم شبکیه بنام لایه سلولهای گانگلیون[۴] منشاء می گیرند.آکسون سلولهای گانگلیون شبکیه که در لایه نهم قرار می گیرند،عصب بینایی را می سازند.ازنظر رویان شناسی،شبکیه یک برآمدگی از مغز پیشین(قدامی) و عصب بینایی،ماده سفید مغز پیشین است[۵].هر عصب بینایی،در حدود یک میلیون آکسون از نوع سلولهای گانگلیون شبکیه را انتقال می دهد.بسیاری از سلولهای عصب بینایی در ناحیه کیاسمای بینایی[۶] تقاطع می کنند و به طرف مقابل می روند و در طرف مقابل،راه بینایی[۷] را ایجاد می کنند.البته بسیاری دیگر از آکسونها بدون تقاطع،در راه بینایی همان طرف سیر می کنند.بعد از راه بینایی،حدود 90% فیبرهای عصب بینایی به هسته زانویی خارجی[۸] تالاموس وارد می شوند و بقیه به کالیکولوس فوقانی[۹](برجستگی فوقانی) و هسته پره تکتال[۱۰] مغز میانی می روند.
فیبرهایی که وارد هسته زانویی خارجی تالاموس می شوند،در تالاموس با نورونهای مربوطه سیناپس داده و ازطریق تشعشع بینایی[۱۱] به "قشر بینایی اولیه" در  لوب پس سری(Occipital lobe)می روند که ناحیه 17 برودمن نامیده می شود."قشر بینایی ارتباطی" نیز در دستگاه بینایی نقش دارد و ناحیه 18 و 19 برودمن را شامل می شود.فیبرهای "قشر بینایی ارتباطی" به برجستگی فوقانی(کالیکولوس فوقانی)می روند که می تواند به هسته های اعصاب مغزی 4،3 و 6 ازطریق برجستگی فوقانی جهت عمل عضلات چشم اثر گذارد.این مسیر(ارتباط قشر بینایی ارتباطی با برجستگی فوقانی)در تنگ کردن مردمک به هنگام نگاه کردن به یک شیء از نزدیک(بدون رفلکس نوری مردمکی)نیز شرکت می کند.
فیبرهایی از عصب بینایی که وارد دو برجستگی فوقانی از برجستگی های چهار گانه مغز میانی می شوند،بیشتر جهت چرخش چشمها،سر و تنه نقش دارند.فیبرهایی که به هسته پره تکتال در مغز میانی می روند،ازطریق هسته پاراسمپاتیکی ادینگر-وستفال باعث تنگی مردمکها به هنگام تاباندن نور می شوند(رفلکس نوری مردمک).
*عصب حرکتی چشمی(Oculomotor nerve): زوج سوم از اعصاب مغزی که فقط حرکتی است.این عصب به بسیاری از عضلات چشم عصب دهی می کند. رشته های پاراسمپاتیکی جهت تنگ کردن مردمک نیز ازطریق عصب سوم مغز انتقال می یابد.سومین عصب مغزی دو هسته در مغز میانی دارد:
_هسته حرکتی چشمی(هسته اکولوموتور) جهت عضلات چشم
_هسته ادینگر-وستفال جهت انقباض مردمک
عضلاتی که توسط زوج سوم مغزی عصب دهی می شوند:
_رکتوس فوقانی جهت حرکت کره چشم به بالا
_رکتوس تحتانی
_رکتوس داخلی جهت حرکت کره چشم به داخل
_مایل تحتانی
-بالا برنده پلک فوقانی
*عصب قرقره ای(Trochlear nerve): زوج چهارم مغزی است که هسته آن به همین نام در مغز میانی قرار دارد.این عصب،عضله مایل فوقانی مربوط به چشم را عصب رسانی می کند.وظیفه این عضله،چرخش کره چشم به سمت پایین و داخل است.
*عصب سه شاخه(Trigeminal nerve):این عصب زوج پنجم مغزی است که عملکرد حسی-حرکتی دارد.نواحی پوست صورت،دندانها، گونه،چانه،غشا های مخاطی دهان و بینی،حس درد زبان و قسمت پیشانی توسط عصب سه شاخه عصب دهی می شوند.هسته های عصب سه شاخه عبارتنداز[۱۲]:
-هسته حرکتی عصب پنج(در پل مغزی)
-هسته حسی اصلی عصب پنج(در پل مغزی)
-هسته نخاعی عصب پنج(از پیاز نخاع تا قطعه C2 نخاع) که حسی است.
-هسته مزانسفالیک عصب پنج(در مغز میانی و ناحیه فوقانی پل مغزی)که در ارتباط با حس است.
آکسونهای هسته حرکتی عصب پنج،به عضلات ذیل می روند که در عمل جویدن نقش دارند:
-تمپورالیس
-ماستر
-پتریگویید خارجی
-پتریگویید داخلی
*عصب ابدوسنس(Abducens nerve): زوج ششم مغزی است که هسته ای بنام ابدوسنس در ناحیه پل مغزی دارد.عضله رکتوس خارجی ازطریق آن عصب می گیرد.عمل عضله رکتوس خارجی،حرکت کره چشم به خارج است.
*عصب چهره‌ای (Facial nerve): زوج هفتم را تشکیل می دهد که همانند زوج پنجم دارای شاخه های حسی-حرکتی است.عصب هفتم دارای چهار هسته بوده و نسبت به اعصاب محیطی دیگر،بیشتر درگیر می شود.آکسون های هسته حرکتی عصب چهره ای[۱۳](هسته اصلی)،به عضلات صورت عصب رسانی می کنند.هسته حرکتی عصب هفتم در ناحیه پل مغزی قرار دارد.عضلات دهان،بینی،پلکها،ابروها،حرکت پوست سر و برخی از عضلات گردن توسط این عصب تغذیه می شوند.حس دو سوم پیشین زبان توسط عصب چهره ای تامین می گردد.عصب چهره ای، دارای فیبرهای پاراسمپاتیک جهت غدد اشکی،زیر فکی،زیر زبانی و مخاط بینی است.
فلج بل(Bell's palsy) که معمولا شایع است،در آسیبهای عصب هفتم ایجاد می شود.در این بیماری عملکرد عضلات صورت سمت مبتلا با توجه به میزان آسیب،دچار اختلال شده و به علت عملکرد صحیح عضلات در سمت سالم،چهره فرد نامتقارن می گردد.
*عصب دهلیزی حلزونی(Vestibulocochlear nerve): زوج هشتم از اعصاب مغزی است که خود از دو عصب تشکیل می گردد:
-عصب شنوایی(Audiatory nerve) یا حلزونی(Cochlear)
-عصب دهلیزی(Vestibular nerve)
عصب شنوایی در هسته کوکلئار-در ساقه مغز محل پیوند پل مغز با پیاز نخاع- ختم شده و در شنیدن نقش دارد.منطقه شنوایی در لوب گیجگاهی(تمپورال)قشر مغز قرار دارد.منطقه شنوایی اولیه شامل نواحی 41 و 42 برودمن بوده و منطقه شنوایی ارتباطی در ناحیه 22 برودمن قرار دارد.عصب دهلیزی به همراه عصب شنوایی بوده و در هسته وستیبولار ختم می شود.هسته وستیبولار در محل اتصال پل مغزی و پیاز نخاع قرار می گیرد.عصب دهلیزی در تعادل و همچنین حرکات هماهنگ چشمها در ارتباط با حرکات سر نقش دارد.از نشانه های آسیب عصب دهلیزی،سرگیجه،تهوع و نیستاگموس است[۱۴].
*عصب زبانی حلقی(Glossopharyngeal nerve):این عصب،زوج نهم از میان دوازده جفت عصب مغزی بوده که دارای اعمال حسی و حرکتی است.عصب نهم ازنظر حسی،یک سوم پشتی زبان،مخاط حلق،شیپور استاش،لوزه ها و پرده صماخ را عصب دهی می کند.فیبرهای حرکتی از این عصب مغزی به نواحی کام نرم و گلو فرستاده می شود.هسته های زوج نهم در پیاز نخاع قرار دارند که عبارتنداز:
-هسته راه منزوی(جهت حس چشایی و عمومی)
-هسته آمبیگوس
-هسته سالیواتوری تحتانی
عصب زبانی حلقی همانند عصب حرکتی چشمی(زوج سوم)،عصب چهره ای(زوج هفتم) و زوج دهم(عصب واگ)حاوی فیبرهای پاراسمپاتیک است.فیبرهای پاراسمپاتیک زوج نهم به غده بناگوشی[۱۵] می روند.
*عصب واگ(Vagus nerve): دهمین زوج مغزی بوده که دارای فیبرهای حسی و حرکتی است.حدود 75% فیبرهای پاراسمپاتیک،ازطریق عصب واگ انتقال می یابد.هسته های عصب واگ که در پیاز نخاع قرار دارند عبارتنداز:
-هسته آمبیگوس[۱۶]
-هسته راه منزوی(جهت چشایی سطح اپیگلوت و حس عمومی)
-هسته خلفی واگ
بیشتر فیبرهای عصب واگ مربوط به فیبرهای آوران احشایی است.این فیبرها از نواحی دستگاه تنفس،گوارش و قوس آئورت بوده که وارد هسته راه منزوی(هسته منزوی)می شوند.فیبرهای حرکتی عصب دهم،از هسته آمبیگوس منشاء گرفته و به عضلات داخلی حنجره،حلق،قسمت فوقانی مری،عضله بالا برنده کام و یک عضله خارجی حنجره بنام کریکوتیرویید می روند.تنظیم کشش تارهای صوتی مربوط به زوج دهم است،بنابراین در ضایعات آن ممکن است خشونت صدا[۱۷] بروز کند[۱۸].فیبرهای پاراسمپاتیک(جزء پیش عقده ای)عصب واگ،به قلب،قفسه سینه و دستگاه گوارش می روند.
*عصب فرعی(Accessory nerve): زوج یازدهم مغزی که فقط حرکتی بوده و شامل دو قسمت است:
-بخش مغزی بنام عصب فرعی جمجمه ای(Cranial accessory nerve)
-بخش نخاعی بنام عصب فرعی نخاعی(Spinal accessory nerve)
عصب فرعی جمجمه ای از هسته آمبیگوس در پیاز نخاع منشاء می گیرد و ازطریق عصب واگ به عضلات داخلی حنجره و کام نرم می رود.عصب فرعی نخاعی از شاخ پیشین پنج قطعه(سگمان)فوقانی(C1-C5) نخاع،منشاء می گیرد و عضلات جناغی-چنبری-پستانی[۱۹] و ذوزنقه ای[۲۰] را عصب دهی می کند.اگرچه اعصاب فرعی نخاعی و جمجمه ای در یک سانتیمتر اول،غلاف سخت شامه ای مشترکی دارند ولی هیچگونه رشته ای بین آن دو مبادله نمی شود[۲۱].
*عصب زیرزبانی(Hypoglossal nerve): این عصب،زوج دوازده مغزی است که فقط عملکرد حرکتی دارد.عصب زیرزبانی از هسته هیپوگلوسال در پیاز نخاع مبدا می گیرد و عضلات داخلی و خارجی زبان را عصب رسانی می کند[۲۲].
 پانویس
↑ نراقى،محمد على؛ حاجى حسينى، داود. ترجمه نوروآناتومى W.C. Wongck. ص 140
↑ Olfactory nerve fibers
↑ Olfactory bulb
↑ Layer of ganglion cells
↑ میناگر، علیرضا و وثوق آزاد، ژاک. ترجمه: نوروآناتومی پایه و کاربردی پرفسور فیتزجرالد.ص 477
↑ Optic chiasma
↑ Optic tract
↑ Lateral geniculate nucleus
↑ Superior colliculus
↑ Pretectal nucleus
↑ Optic radiation
↑ نراقى،محمد على؛ حاجى حسينى، داود. ترجمه نوروآناتومى W.C. Wongck.ص 144-143
↑ Facial motor nucleus
↑ کتاب بيماری‏هاى مغز و اعصاب و عضلات.سلطان ‏زاده، اكبر.چاپ دوم. ص 62
↑ Parotid gland
↑ Ambiguus nucleus
↑ Hoarseness
↑ سلطان ‏زاده، اكبر. بيماری‏هاى مغز و اعصاب و عضلات.ص 65
↑ Sternocleidomastoid muscle
↑ Trapezius muscle
↑ میناگر، علیرضا و وثوق آزاد، ژاک. ترجمه: نوروآناتومی پایه و کاربردی پرفسور فیتزجرالد.ص 604
↑ به غیراز عضله کامی-زبانی که ازطریق "عصب فرعی جمجمه ای یا کرانیال"،عصب دهی می شود.
 منابع
-میناگر، علیرضا و وثوق آزاد، ژاک. ترجمه: نوروآناتومی پایه و کاربردی پرفسور فیتزجرالد.انتشارات دانش پژوه.
-نراقى،محمد على؛ حاجى حسينى، داود.ترجمه نوروآناتومى W.C. Wongck.انتشارات جعفرى.
-سلطان ‏زاده، اكبر. بيماری‏هاى مغز و اعصاب و عضلات. چاپ دوم، انتشارات جعفرى، پائیز ۱۳۷۶.
-برزکار،ابراهیم.ساختار و عملکرد سیستم عصبی-عضلانی.چاپ اول.بهار 1385.شابک:8-7688-06-964
آمرى نيا، رضا؛ بهروزى راد، نازيلا. ترجمه: ساختمان و عمل مغز و اعصاب پرفسور ويليام- ويليس. مؤسسه انتشارات تلاش.

https://courses.stu.qmul.ac.uk/SMD/kb/microanatomy/brain/CAL2/BaBy1CAL2.htm
-Williams & Warwick/ Gray's Anatomy; 1989.
-David A.Greenberg & Michael J.Aminoff/clinical Neurology ;1996

منبع متن:سایت ویکی پدیا
منبع تصویر:http://www.web-books.com/

۱۳۸۸ اسفند ۲۱, جمعه

راه قشری پیازی(Corticobulbar tract)

صفحه راه قشری پیازی یا قشری بصل النخاعی که در سایت ویکی پدیا ایجاد نمودم:
راه قشری پیازی (به انگلیسی: Corticobulbar tract) یا قشری بصل النخاعی،بخشی از دستگاه هرمی[۱] است که تحت عنوان الیاف زانویی از کپسول داخلی عبور کرده، وارد هسته های حرکتی اعصاب مغزی در ساقه مغز می شوند و از این طریق با نورون حرکتی تحتانی در هسته های مغزی ارتباط برقرار می کنند.این راه همانند راه قشری نخاعی(که راه هرمی خوانده می شود)جزو نورون حرکتی فوقانی هستند.

تصویر زیر:


#منشاء و مسیر راه قشری بصل النخاعی
فیبرهای راه قشری پیازی از جنس همان راه هرمی(راه قشری نخاعی)هستند ولی برخلاف راه هرمی که مسیر اصلی آن به سمت نخاع است،فیبرهای راه قشری پیازی که به نام راه قشری هسته ای نیز خوانده می شوند،به هسته های حرکتی اعصاب مغزی در ساقه مغز می روند.الیاف هرمی که از قشر مغز مبدا می گیرند،به هم نزدیک و فشرده شده و کپسول داخلی[۲] را به وجود می آورند.فیبرهای راه قشری پیازی از زانوی کپسول داخلی عبور می کنند و به تدریج وارد هسته های حرکتی اعصاب مغزی می شوند.فیبرهای راه هرمی از قسمت پشتی(خلفی)کپسول داخلی عبور کرده که درنهایت به نخاع ختم می شوند.

نکته ای که باید در ارتباط با فیبرهای راه قشری پیازی توجه کرد این است که این فیبرها هنگامی که از بخش های ساقه مغز(مغز میانی پل مغزی و پیاز نخاع)عبور می کنند به تدریج از ردیف الیاف هرمی خارج شده و اکثرا پس از تقاطع[۳] در خط وسط به هسته های حرکتی اعصاب مغزی رفته و سرانجام با نورون های حرکتی تحتانی اعصاب مغزی مربوطه ارتباط می یابند.

# پانویس
↑ دستگاه هرمی(Pyramidal system) شامل راه قشری نخاعی(راه هرمی) و راه قشری پیازی(بصل النخاعی) است.
↑ Internal capsule
↑ Decussation

# منابع
-كوثريان،سيد حسين.نوروآناتومى(كالبدشناسى سلسله اعصاب مركزى).مؤسسه انتشارات باورداران.
-برزکار،ابراهیم.ساختار و عملکرد سیستم عصبی-عضلانی.چاپ اول.بهار 1385.شابک:8-7688-06-964
-سلطان ‏زاده، اكبر. بيماری‏هاى مغز و اعصاب و عضلات. چاپ دوم، انتشارات جعفرى، پائیز ۱۳۷۶.
‎-Carol Mattson Porth.Pathophysiology:concepts of altered health states.Publisher:Lippincott.Third Edition.ISBN 0-397-54723-4

منبع متن:سایت ویکی پدیا

راه هرمی(Pyramidal tract)

صفحه راه هرمی که در سایت ویکی پدیا ایجاد کردم:

راه هرمی (به انگلیسی: Pyramidal tract) بخشی از دستگاه هرمی[۱] بنام راه قشری نخاعی است که در کنترل ارادی بسیاری از حرکات بدن نقش دارد.راه قشری نخاعی،راه قشری بصل النخاعی و راههای خارج هرمی جزو نورون حرکتی فوقانی هستند.مسیر اصلی راه هرمی به سمت نخاع بوده که به نورون های حرکتی تحتانی آلفا و گاما و نورون های واسطه ای نخاع ختم می شوند.

تصویر ذیل:



راه هرمی با تاثیر بر اعمال نورون های نخاعی،عضلات اندامهای فوقانی،تحتانی و تنه را کنترل می کند.این مسیر حرکتی نزولی از قشر مغز به سمت نخاع،نقش مهمی در حرکات انتهایی اندامها جهت فعالیت های ظریف ایفا می کند.درحقیقت فعالیت های اردی توسط مغز از طریق راه هرمی به نخاع اعمال می گردد.البته کنترل حرکتی نتیجه هماهنگ و روابط متقابل بین قشر مغز و سایر نواحی دستگاه عصبی است.

#فهرست مندرجات

۱ منشاء و مسیر نورون های راه هرمی
۲ آسیب راه هرمی
۳ پانویس
۴ منابع


# منشاء و مسیر نورون های راه هرمی
راه هرمی یک مسیر حرکتی طولانی در دستگاه عصبی مرکزی است که منشاء آنها از چند ناحیه در قشر مغز[۲] است.این مناطق عبارتند از:

ناحیه چهار برودمن.این قسمت همان ناحیه حرکتی اولیه[۳] است که بیشترین میزان مبدا راه هرمی را تشکیل می دهد(حدود 80%).ناحیه حرکتی اولیه(ناحیه چهار برودمن از نظر فیزیولوژیست ها)دارای سلولهای درشت بتز[۴](Betz) است.
ناحیه شش برودمن.شامل دو ناحیه پیش حرکتی[۵](حرکتی ثانویه) و منطقه حرکتی تکمیلی[۶] است.
نواحی حسی یک،دو،سه و پنج برودمن.
تعداد کل فیبرهای راه هرمی بیش از یک میلیون فیبر عصبی است.سلول های درشت بتز(Betz) در ناحیه حرکتی اولیه قرار دارند که در راه هرمی شرکت می کنند.البته تمام سلولهای این ناحیه از نوع بتز نیست بلکه فقط 3% کل فیبرهای راه هرمی از این نوع سلول است.بنابراین باید توجه داشت که 97% فیبرهای راه هرمی،قطری کمتر از سلول های درشت بتز دارند.

راه قشری نخاعی که از قشر مغز مبدا می گیرد،مسیرش را به سمت مغز میانی،پل مغزی و پیاز نخاع(بصل النخاع)ادامه می دهد.در ناحیه تحتانی پیاز نخاع حدود 80% الی 85% فیبرها تقاطع می کنند و به سمت مقابل می روند که به این راه هرمی در ادامه مسیرش به طرف نخاع،راه قشری نخاعی جانبی[۷] می گویند.بقیه فیبرهای راه هرمی(15% الی 20%)که در پیاز نخاع تقاطع نمی کنند،مسیرشان را به طرف نخاع ادامه می دهند و در بخش های نخاعی مربوطه تقاطع می کنند.این قسمت اخیر راه هرمی که در نخاع تقاطع می کنند،راه قشری نخاعی جلویی[۸] نامیده می شود.راه هرمی(راه قشری نخاعی جانبی و جلویی)درنهایت به نورون های واسطه ای،نورون های حرکتی آلفا و گاما ختم می شوند.بدین ترتیب،راه هرمی کنترل اعمال حرکتی ارادی را برعهده دارد.

همچنین ببینید:

نورون حرکتی آلفا
نورون حرکتی گاما
# آسیب راه هرمی
آسیب راه هرمی(راه قشری نخاعی)به عنوان یک ضایعه نورون حرکتی فوقانی محسوب می شود.اگر ضایعه راه قشری نخاعی در بالای محل تقاطع پیازنخاع باشد،منجربه فلج بدن در طرف مقابل می گردد.آسیب در این حالت،فلج اندامهای فوقانی و تحتانی را ایجاد می کند که به آن فلج نیمه بدن(Hemiplegia) می گویند.ضایعه راه هرمی در پایین محل تقاطع،فلج اندام در همان طرف را به همراه خواهد داشت.آسیب راه هرمی در ناحیه نخاع گردنی باعث فلج اندامهای فوقانی و تحتانی همان طرف می گردد و اگر ضایعه در نواحی سینه ای و کمری فوقانی باشد منجربه فلج اندام تحتانی همان طرف خواهد شد.گاهی ضایعات دوطرفه بوده و بنابراین علایم در هر دو نیمه بدن بروز می کند که به عنوان نمونه می توان به آسیب کامل طناب نخاعی اشاره کرد.

# پانویس
↑ دستگاه هرمی شامل راه قشری نخاعی و راه قشری پیازی(بصل النخاعی) است.
↑ Cerebral cortex
↑ Primary motor area
↑ از نظر بافت شناسی،سلولهای بتز در لایه پنجم قشر مغز قرار دارند.لایه پنج قشر مغز،از سلولهای هرمی تشکیل شده که نوع غول پیکر آن بنام سلول بتز معروف است.
↑ Premotor area
↑ Supplementary motor area
↑ Lateral corticospinal tract
↑ Anterior corticospinal tract
# منابع
-شادان، فرخ.ترجمه: فيزيولوژى پزشكى پرفسور آرتورگايتون. جلد دوم، انتشارات شركت سهامى چهر.
میناگر، علیرضا و وثوق آزاد، ژاک. ترجمه: نوروآناتومی پایه و کاربردی پرفسور- فیتزجرالد.انتشارات دانش پژوه.
-برزکار،ابراهیم.ساختار و عملکرد سیستم عصبی-عضلانی.چاپ اول.بهار 1385.شابک:8-7688-06-964
-نراقى، محمد على؛ حاجى حسينى، داود. ترجمه نوروآناتومى W.C. Wongck. انتشارات جعفرى.
-آمرى نيا، رضا و بهروزى راد، نازيلا. ترجمه: ساختمان و عمل مغز و اعصاب پرفسور ويليام ويليس. مؤسسه انتشارات تلاش.
‎-Carol Mattson Porth.Pathophysiology:concepts of altered health states.Publisher:Lippincott.Third Edition.ISBN 0-397-54723-4
-Barbara F. Westmoreland/ Medical Neuroscience; 1994

منبع متن:سایت ویکی پدیا
منبع تصویر:http://media-2.web.britannica.com/

۱۳۸۸ اسفند ۱۱, سه‌شنبه

اندام وتری گلژی(Golgi tendon organ)

صفحه اندام وتری گلژی که در سایت ویکی پدیا ایجاد کردم:

اندام وتری گلژی (به انگلیسی: Golgi tendon organ) گیرنده هایی هستند که حاوی کپسول بوده و در وتر (تاندون)عضلات وجود دارند.اندامهای وتری گلژی همانند گیرنده های دوک عضلانی به عنوان گیرنده های کششی عضلات محسوب می شوند.فیبر عصبی اندام وتری گلژی از نوع Ib است.این فیبر عصبی قطور بوده ولی نسبت به Ia (فیبر عصبی پایانه اولیه دوک عضلانی)اندکی کوچکتر است.به طور متوسط 10 تا 15 فیبر عضلانی معمولا به طور سری(In series) به هر اندام وتری گلژی متصل شده اند[۱].

تصویر ذیل:


اندامهای وتری گلژی نوع خاصی از گیرنده های مکانیکی هستند که در عضلات مخطط،بیشتر به تغییر قوام یا تون عضلانی[۲] حساس هستند و این تغییرات را به دستگاه عصبی مرکزی گزارش می دهند.اطلاعات حاصل از این گیرنده ها بیشتر به نخاع، مخچه و قشر مغز جهت کنترل بیشتر و دقیق تر اعمال حرکتی انتقال می یابد.

#فهرست مندرجات

۱ نقش اندامهای وتری گلژی
۲ رفلکس کششی معکوس یا مهار اتوژنیک
۳ رابطه انقباض و کشش عضلانی با تحریک اندام وتری گلژی
۴ پانویس
۵ منابع


# نقش اندامهای وتری گلژی

این گیرنده ها بیشتر به افزایش قوام و تانسیون عضلانی واکنش نشان می دهند و به شدت تحریک می شوند.تحریک اندامهای وتری گلژی(GTO) در پی افزایش تانسیون عضله،باعث تحریک فیبرهای حسی گروه Ib می گردند و زمانی که این تحریکات به میزان بالایی شدت یابد،از تانسیون بیشتر عضلات جلوگیری می کنند.در واقع عضله ای که میزان تانسیون آن افزایش یافته است،در نخاع مهار می گردد.این فرآیند که باعث مهار همان عضله می شود،جهت محافظت و جلوگیری از آسیب عضلانی ضروری است.

# رفلکس کششی معکوس یا مهار اتوژنیک

تحریک گیرنده های وتری گلژی که باعث ایجاد جریان عصبی در فیبرهای حسی Ib می گردد،در جهت مهار همان عضله وارد عمل می شود که این حالت عکس رفلکس کششی به علت تحریک Ia از دوک عضلانی است;به همین دلیل به اثر تحریک Ib رفلکس کششی معکوس یا مهار اتوژنیک[۳] می گویند.

در مهار اتوژنیک،نورون های واسطه ای[۴] در نخاع جهت مهار نورون های حرکتی همان عضله و تحریک نورون های حرکتی عضلات مقابل نقش دارند.

# رابطه انقباض و کشش عضلانی با تحریک اندام وتری گلژی

-انقباض عضله.هنگامی که انقباض عضلانی به کاهش طول می انجامد،بخش وتری یا تاندونی عضله کشیده می شود که باعث تحریک بیشتر اندام های وتری گلژی شده و متناسب با کشش ایجاد شده،پیام های زیادی از طریق فیبرهای حسی Ib به نخاع ارسال می گردد.نتیجه ارسال این پیام ها به دستگاه عصبی به خصوص در زمان هایی که تانسیون عضله به میزان زیادی افزایش می یابد،مهار عضله مربوطه جهت جلوگیری از آسیب خواهد بود.

-کشش عضله.اگر کشش عضلانی به صورت آرام و نگه داشته شده اعمال گردد،حساسیت اندام وتری گلژی نسبت به گیرنده های دوک عضلانی بیشتر بوده و با تحریک زیاد Ib،عضله تحت کشش مهار می گردد.بدین ترتیب،عضله مربوطه می تواند تحت کشش بیشتری نیز قرار گیرد.

# پانویس

↑ شادان، فرخ.ترجمه: فيزيولوژى پزشكى پرفسور آرتورگايتون. جلد دوم.ص 1396
↑ Muscle tone
↑ Autogenic inhibition
↑ Interneurons

# منابع

-نراقى، محمد على؛ حاجى حسينى، داود. ترجمه نوروآناتومى W.C. Wongck. انتشارات جعفرى.

-شادان، فرخ.ترجمه: فيزيولوژى پزشكى پرفسور آرتورگايتون. جلد دوم، انتشارات شركت سهامى چهر.

-برزکار،ابراهیم.ساختار و عملکرد سیستم عصبی-عضلانی.چاپ اول.بهار 1385.شابک:8-7688-06-964

-میناگر، علیرضا و وثوق آزاد، ژاک. ترجمه: نوروآناتومی پایه و کاربردی پرفسور فیتزجرالد.انتشارات دانش پژوه.

-Barbara F. Westmoreland/ Medical Neuroscience; 1994

منبع متن:سایت ویکی پدیا
منبع تصویر:http://www.unmc.edu/