۱۳۹۰ اردیبهشت ۳۰, جمعه

ساقه مغز (Brain stem)

ساقه مغز  يا تنه مغزى بخش بسيار مهمى از مغز است كه از بالا به نيمكره‏هاى مخ و از پايين به نخاع محدود مى‏شود و شامل قسمتهاى زير است:
1- مغز ميانى (Midbrain)
2- پل مغزى (Pons) يا برجستگى حلقوى
3- بصل‏النخاع (Medulla Oblongata) يا پياز مغز (Bulb)


تصویر زیر:

مغز ميانى (Midbrain)
ناحيه‏اى است كه از بالا به نيمكره‏هاى مخ و از پايين به پل مغزى محدود شده است. مغز ميانى داراى دو سطح پيشين و پسين مى‏باشد كه در سطح پشتى آن چهار هسته قرار دارد، دو تا در بالا به نام برجستگيهاى دوقلوى فوقانى و دو تا در پايين به نام برجستگيهاى دوقلوى تحتانى. برجستگيهاى بالايى مربوط به راه‏هاى بينايى و برجستگيهاى پايينى مرتبط با راه‏هاى شنوايى مى‏باشند. اين قسمت مغز ميانى كلاً تكتوم نام دارد.


سطح پيشين يا شكمى مغز ميانى از دو پايه مغزى تشكيل شده است كه اگر به برش عرضى آنها توجه شود، توسط توده سياه رنگى به نام جسم سياه به دو بخش تقسيم شده‏اند:
1- Crus Cerebri
2- تگمنتوم
بخش جلوى ماده سياه را  «Crus Cerebri» مى‏گويند. راه‏هاى عصبى كه از قشر مخ آغاز شده و به پل، بصل‏النخاع و نخاع مى‏روند از اين قسمت مى‏گذرند. بخش پشت جسم سياه تگمنتوم ناميده مى‏شود و موارد زير را در برمى‏گيرد:
1- هسته زوج سوم
2- هسته زوج چهارم
3- قسمتى از تشكيلات مشبك يا تورينه‏اى
4- هسته قرمز
5- دسته عصبى مهمى به نام دسته طولى داخلى يا MLF كه بين هسته‏هاى اعصاب مغزى در ساقه مغز ارتباط برقرار مى‏كند و به طور كلى، در هماهنگى حركات سر و چشمها بسيار مهم مى‏باشد. هنگام نگاه كردن به يك سمت، براى اينكه دو كره چشم با يكديگر به جهت مورد نظر بچرخند، هماهنگى بين زوج سوم يك طرف و ششم طرف ديگر لازم است. در آسيبهاى MLF علامت بالينى ويژه‏اى به نام «Internuclear Ophthalmoplegia» بروز مى‏نمايد كه در اين حالت وقتى بيمار به سمت خارج نگاه مى‏كند، چشمى كه بايد به داخل بيايد ثابت مى‏ماند و چشم ديگر كه بايد به خارج برود، به نيستاگموس دچار مى‏شود. مدتها اين علامت را ويژگى اختصاصى بيمارى مالتيپل اسكلروزيس (M.S) مى‏دانستند ولى اين حالت در آسيبهاى عروقى و انسفاليت ساقه مغز نيز پديد مى‏آيد؛ البته بايد توجه داشت كه ضايعه دو طرفه MLF تقريبا هميشه M.S را مطرح مى‏سازد.


پل مغزى (Pons):
پونز يا پل دماغى داراى پهنايى به اندازه 4 و ارتفاع 3 سانتى متر مى‏باشد. در پايين آن بصل‏النخاع و در بالاى آن پايه‏هاى مغزى قرار دارند. و پشت آن را نيز مخچه پوشانده است. بين پل و مخچه زاويه آناتوميك مهمى به نام «C-P Angle» درست مى‏شود كه اعصاب زوجهاى پنجم، هفتم و هشتم از آن خارج مى‏گردند.
هسته‏هاى زوجهاى ششم و هفتم و هسته حركتى و هسته حسى اصلى زوج پنجم در پل مغزى جاى دارند. در محل پيوند پل مغزى به بصل‏النخاع نيز هسته‏هاى دهليزى و شنوايى (مربوط به زوج هشتم) قرار گرفته‏اند. مركز نگاه كردن به طرفين هم در پل مغزى نزديك هسته زوج ششم مى‏باشد. در تومورهاى «C-P Angle» مانند نوروماى اكوستيك، بيمار اختلال زوج هشتم به صورت كاهش شنوايى، گرفتارى زوج پنجم و در موارد پيشرفته نشانه‏هاى فلج زوج هفتم، ششم و علامات آسيب مخچه‏اى پيدا مى‏كند.
در خونريزيهاى پل، آهنگ تنفس مختل شده به صورت وقفه‏هاى متناوب (Apneustic) در مى‏آيد، همچنين مردمكها به شدت تنگ (Pinpoint) مى‏شوند.


بصل‏النخاع (Medulla Oblongata)
بصل‏النخاع يا پياز مغز به شكل هرمى است كه از بالا به پل و از پايين به نخاع  مى‏پيوندد. هسته‏هاى زوجهاى نهم، دهم، يازدهم و دوازدهم در بصل‏النخاع واقع شده‏اند. همچنين هسته‏هاى گراسيليس و كونئاتوس كه راه‏هاى حسى ستون پشتى نخاع به آنها ختم مى‏گردد در بصل‏النخاع مى‏باشند، از اين دو هسته رشته‏هاى عصبى به نام نوار داخلى به تالاموس مى‏روند.
بخشى از تشكيلات مشبك (R.F) كه در تنظيم خواب و بيدارى فعاليت دارند نيز به صورت گروه‏هاى سلولى در بصل‏النخاع واقع است. آسيبهاى تدريجى بصل‏النخاع به نشانه‏هاى گرفتارى اعصاب فوق‏الذكر مى‏انجامند، مانند اختلال در بلع، آتروفى زبان، اشكال در صدا و از بين رفتن رفلكس Gag (تحريك ته گلو و پيدايش حالت تهوع) كه به مجموعه اين نشانه‏ها فلج بولبر مى‏گويند.
چنانچه راه‏هاى قشرى- بصل‏النخاعى به صورت دو طرفه آسيب ببينند فلج Pseudobulbar بروز مى‏كند كه با نشانه‏هاى ناپايدارى خلق و خو به شكل خنده‏ها و گريه‏هاى غيرارادى و غير قابل كنترل، تشديد رفلكس چانه، اختلال بلع و تكلم، زبان اسپاستيك و تشديد رفلكس Gag مشخص مى‏گردد. هر ضايعه‏اى كه راه‏هاى عصبى قشرى- بصل‏النخاعى را به صورت دو طرفه دچار سازد، به پيدايش نشانه‏هاى سودوبولبر منجر خواهد شد.
اينگونه آسيب به طور شايعى در موارد زير ديده مى‏شود:
1- بيماريهاى راه‏هاى حركتى (مانند آميوتروفيك لترال اسكلروز يا ALS)
2- مالتيپل اسكلروز (M.S)
3- گليوم ساقه مغز
4- سكته‏هاى مغزى دو طرفه
5- تومورها و متاستازهاى دو طرفه
مراكز رفلكس‏هاى قلبى- عروقى، بلع، استفراغ و بخشى از نواحى كنترل‏كننده تنفس در بصل‏النخاع است. در آسيبهاى عروقى شديد بصل‏النخاع و ضايعات فشارنده ساقه مغز، ممكن است تنفس بيمار آتاكسيك شود كه نشانه ناگوارى مى‏باشد.


منابع:
- سلطان زاده، اكبر بيماريهاى مغز و اعصاب و عضلات. انتشارات جعفرى
-برزکار،ابراهیم.ساختار و عملکرد سیستم عصبی-عضلانی.چاپ اول.بهار 1385
منبع تصویر:
http://gardenrain.files.wordpress.com/

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر