۱۳۹۰ خرداد ۷, شنبه

آتاکسی (Ataxia) و آتاكسى حسى (Sensory ataxia)

واژه آتاكسى (Ataxia)  بر عدم هماهنگى راه رفتن كه به صورت تلوتلو خوردن خود را نشان مى‏دهد، دلالت دارد. سه گروه از عوامل موجب آتاكسى مى‏شوند:
1- بيمار تلوتلو مى‏خورد زيرا نمى‏تواند وضعيت پاها يا حركت آنها را درك كند؛ به عبارت ديگر بيمار فاقد احساس درك عمقى خود آگاه مى‏باشد. اين حالت را آتاكسى حسى مى‏نامند و در نتيجه بيمارى طناب نخاعى ايجاد مى‏شود. بيمار پاى خود را بر زمين مى‏كوبد تا از وضعيت خود آگاهى يابد و از هدايت بينايى (چشمانش) استفاده مى‏كند.
2- بيمار تلوتلو مى‏خورد زيرا مخچه نمى‏تواند راه‏هاى رتيكولواسپاينال (مشبكى‏نخاعى) را كه توسط مولد لوكوموتور فعال مى‏شوند، هماهنگ سازد. اين وضعيت آتاكسى مخچه‏اى ناميده مى‏شود و علت شايعى در آتاكسى همراه با مستى ناشى از الكل مى‏باشد. در اين مورد، هدايت بينايى نمى‏تواند جبران‏كننده باشد.
3- بيمار به علت بيمارى گوشى داخلى تلوتلو مى‏خورد. دولابيرنت به طور طبيعى از طريق راه‏هاى وستيبولواسپاينال (تحت هدايت مخچه‏اى) تلاش مى‏كنند تا مركز ثقل را بين پاها حفظ كنند. چنانكه يك لابيرنت از كار بيفتد، بيمار به طرف ضايعه تغيير جهت داده و منحرف مى‏شود (شبيه قايق پارويى كه تنها با يك پارو هدايت مى‏شود). چنانچه هر دو لابيرنت از كار بيفتد، بيمار مى‏تواند به كمك هدايت بينايى جبران كند ولى به محض بستن چشمها تلوتلو خورده و مى‏افتد.
تصویر زیر:



ضايعات مولد آتاكسى حسى
در سطح گردنى يا سينه‏اى، ضايعه مى‏بايست قسمت خلفى فانيكولوس لترال را شامل شود تا بتواند موجب قطع رشته‏هاى صعودى از عضلات و مفاصل اندام تحتانى همان طرف شود. در طب بالينى، آتاكسى حسى معمولاً جزيى از يك ناتوانى شديدتر ناشى از ضايعات متعدد مى‏باشد. در بيمارى مولتى پل اسكلروزيس (M.S) پلاكهاى فاقد ميلين در ماده سفيد پخش شده و غالبا موجب اختلال راه كورتيكواسپاينال لترال نيز مى‏شوند.
دژنرسانس مختلط و تحت حاد طناب نخاعى بيمارى ميلين‏زدايى است كه با آنمى بالينى بدخيم همراه است. ميلين به علت نارسايى سنتز متيونين از بين مى‏رود تابلوى بالينى به علت بروز بى‏حسى «دستكش- و- جوراب» ناشى از نوروپاتى محيطى در طويل‏ترين اعصاب حسى پيچيده‏تر مى‏شود.


ساير عوامل آتاكسى حسى عبارتند از تومور طناب نخاعى و بيمارى عروقى موضعى. يك آزمون استاندارد براى تعيين آتاكسى حسى، آزمايش پاشنه- به - زانو است، كه از بيمار در حالت طاقباز خواسته مى‏شود تا پاشنه يك پا را روى زانوى مقابل قرار دهد. بيمار ممكن است با هدايت بينايى در آزمون موفق شود اما در صورت بستن چشمها هدف را گم مى‏كند (در آتاكسى مخچه‏اى بيمار با چشمان باز و يا بسته قادر به يافتن هدف نخواهد بود). آزمون مشابه در اندام فوقانى، آزمايش انگشت- به- بينى است كه طى آن از بيمار خواسته مى‏شود با چشمان بسته انگشت اشاره خود را روى نوك بينى‏اش قرار دهد. اين آزمايش جهت ارزيابى يكپارچگى فاسيكولوس كونئاتوس به كار مى‏رود.
منبع:
برزکار،ابراهیم.ساختار و عملکرد سیستم عصبی-عضلانی.چاپ اول.بهار 1385.شابک:8-7688-06-964
منابع:
-میناگر، علیرضا و وثوق آزاد، ژاک. ترجمه: نوروآناتومی پایه و کاربردی پرفسور فیتزجرالد.انتشارات دانش پژوه.
-شادان، فرخ.ترجمه: فيزيولوژى پزشكى پرفسور آرتورگايتون. جلد دوم، انتشارات شركت سهامى چهر.
منبع تصویر:
http://salud.cibercuba.com/

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر